بر رنج مردم نیفزاییم
محمدصادق جنانصفت
شاد بودن، شادیآفرینی و شادی دیگران را خواستن هنر و ویژگی انسانهای مداراجو، بیکینه و آشتیجوست. آدمی با این ویژگی در ژرفای هستی دوستان، همکاران و خویشان جای دارد و برای آنها دوست داشتنی است. حتی اگر بر زبان نیاورند. آدمی در هر دورهای و در هر سرزمینی میخواهد شاد باشد و از رنج و درد فرار میکند. روانشناسان شادی را یک احساس درونی میدانستند و درباره چرایی شاد بودن برخی و ناشاد بودن برخی دیگر درنگ کرده و پژوهش میکردند. دانشمندان اقتصاد نیز سالهایی است این پدیده را در کانون پژوهش نهاده و درباره پیامدهای شادی در زندگی فردی آدمیان و بر هم فزایندگی این اثر در رشد اقتصادی بررسیها کردند.
پرسش کانونی پژوهشها این بود: آیا آدمهای شاد و جامعههای شاد در پلههای بالاتری از زندگی خوب، شایسته و رضایتآور ایستادهاند؟ پاسخ آری بود. در راه پژوهش چند پاسخ روشن پدیدار شد: بیشترین شادی از سوی پول است. آدمهایی که پول بیشتری به دست میآورند شادترند. همچنین وارونگی نیز پاسخ روشن داشت: آدمهای شاد پول بیشتری به دست میآورند. یک برآیند دیگر این بود، آدمها و جامعههای شاد بهرهوری بالاتری نسبت به آدمهای ناشاد و اندوهگین دارند. آدمهای شاد کمتر خشمگین میشوند و تصمیمهای درستتری میگیرند و آدمهای ناشاد و اندوهگین بیشتر خشمآلودند و تصمیمهایشان کمتر برپایه خرد و بیشتر برپایه احساس و هیجان است و بهرهوری کمتری دارند. برآیند این پژوهش که اکنون در شماری از جامعههای مدرن به مثابه ابزار اندازهگیری رضایت و رفاه و توسعه است به چند پیشنهاد منجر شد: آدمی را ناشاد نسازیم و کوشش کنیم شهروندان و جامعه شاد باشند تا رشد و توسعه اقتصادی زودتر، با شتاب بیشتر و با رنج و درد کمتری به دست آید. نهادهای مدنی شامل خانواده، بنگاه، احزاب و گروههای مدنی پرشماری که اکنون کار شان زدودن اندوه از پیشانی و دل آدمیان است دولتها و نهادهای حکومتی را نیز به این راه فرامیخوانند. نهاد دولت به مثابه نیرومندترین نهاد در جامعه بشری حتی در دوران جدید که تفویض قدرت رخ داده است، سهم بالایی در شاد کردن مردم دارد. در ایران نیز باید چنین باشد.
دولت یازدهم با مهارت و استفاده از همه شرایط توانسته است کابوس ترس و اندوه برخاسته از تحریمها را از سر مردم ایران دور کند. دستاوردهای شادیساز بزرگ مثل لغو تحریمها و عادی شدن زندگی ایرانیان را ارج بگذاریم و درباره آنها بیشتر به مردم توضیح دهیم. شادی برآمده از انتخابات اخیر را از بیم این که ممکن است افرادی خشمگین شوند را به سادگی از دست ندهیم. اگر جامعه بالنده و میهندوست که در راه پیشرفت کار میکنند نیاز داریم باید آنها را شاد کنیم.
پرسش کانونی پژوهشها این بود: آیا آدمهای شاد و جامعههای شاد در پلههای بالاتری از زندگی خوب، شایسته و رضایتآور ایستادهاند؟ پاسخ آری بود. در راه پژوهش چند پاسخ روشن پدیدار شد: بیشترین شادی از سوی پول است. آدمهایی که پول بیشتری به دست میآورند شادترند. همچنین وارونگی نیز پاسخ روشن داشت: آدمهای شاد پول بیشتری به دست میآورند. یک برآیند دیگر این بود، آدمها و جامعههای شاد بهرهوری بالاتری نسبت به آدمهای ناشاد و اندوهگین دارند. آدمهای شاد کمتر خشمگین میشوند و تصمیمهای درستتری میگیرند و آدمهای ناشاد و اندوهگین بیشتر خشمآلودند و تصمیمهایشان کمتر برپایه خرد و بیشتر برپایه احساس و هیجان است و بهرهوری کمتری دارند. برآیند این پژوهش که اکنون در شماری از جامعههای مدرن به مثابه ابزار اندازهگیری رضایت و رفاه و توسعه است به چند پیشنهاد منجر شد: آدمی را ناشاد نسازیم و کوشش کنیم شهروندان و جامعه شاد باشند تا رشد و توسعه اقتصادی زودتر، با شتاب بیشتر و با رنج و درد کمتری به دست آید. نهادهای مدنی شامل خانواده، بنگاه، احزاب و گروههای مدنی پرشماری که اکنون کار شان زدودن اندوه از پیشانی و دل آدمیان است دولتها و نهادهای حکومتی را نیز به این راه فرامیخوانند. نهاد دولت به مثابه نیرومندترین نهاد در جامعه بشری حتی در دوران جدید که تفویض قدرت رخ داده است، سهم بالایی در شاد کردن مردم دارد. در ایران نیز باید چنین باشد.
دولت یازدهم با مهارت و استفاده از همه شرایط توانسته است کابوس ترس و اندوه برخاسته از تحریمها را از سر مردم ایران دور کند. دستاوردهای شادیساز بزرگ مثل لغو تحریمها و عادی شدن زندگی ایرانیان را ارج بگذاریم و درباره آنها بیشتر به مردم توضیح دهیم. شادی برآمده از انتخابات اخیر را از بیم این که ممکن است افرادی خشمگین شوند را به سادگی از دست ندهیم. اگر جامعه بالنده و میهندوست که در راه پیشرفت کار میکنند نیاز داریم باید آنها را شاد کنیم.