«گندهلات و شرخر نیستیم»
در پاسخ ارایه شده از سوی شركت طرح و اندیشه بهساز ملت، این شركت معتقد است كه گزارش یاد شده با تیتر «گندهلاتهای شرخر تا شركت مطالبات معوق» این را به ذهن تداعی میكند كه این شركت كه نامش در گزارش آمده است «گندهلات و شرخر» است. آنچه میخوانید بخشی از پاسخ «شركت طرح و اندیشه بهساز ملت» به گزارش یادشده است كه در نشریه جدید اتاق تهران درج شده است.
صرفنظر از انتخاب تیترهای توهینآمیز برای گزارش مورد اشاره كه میتواند سهوا و عمدا با تخریب و زیر سوال بردن عملكرد هزاران فعال قانونی در صنعت وصول مطالبات یا جهت جذب مخاطب بیشتر برای ماهنامه صورت گرفته باشد جا دارد اشاره كنیم كه اساسا برای ریشهیابی ایجاد شركتهای وصول مطالبات باید موضوعات مرتبط به مراتب دقیقتر مورد بررسی و كنكاش قرار گیرند چرا كه ایجاد این شركتها خود معلول قلدری بدهكارانی است كه در حال حاضر حقوق منابع بانكی را صرفا برای خود «كنز» كردهاند.
در اقتصادی كه قلدران بدهكار با چپاول تسهیلات اخذ شده برای خود كاخهای امن و پرزرق و برقی را مهیا كردهاند ایجاد شركتهای وصول مطالبات به صورت حرفهای و دانشبنیان برای نجات بانكها از ورشكستگی و بازگشت سپردههای مردم به خزانه بانكها امری اجتنابناپذیر است.
ایراد دیگری كه بر این گزارش وارد است اینكه به جای بررسی دقیق و كارشناسانه صنعت وصول مطالبات، صرفا به بازبینی سایت شركت طرح و اندیشه بهساز ملت اكتفا شده است لذا مشاهده میشود تاریخ تاسیس اولین شركت وصول مطالبات سال ۸۶ عنوان شده است در حالی كه اولین شركت در این عرصه تحت عنوان تامین اندیش پارس توسط بانك پارسیان در سال ۸۴ شروع به فعالیت كردهاست.
نكته مورد توجه بعدی اظهارات برخی كارشناسان مانند جناب آقای مستخدمین حسینی در این گزارش است كه گمان میكنند با وجود اعتبارسنجی، هیچ نیازی به شركتهای وصول مطالبات نمیباشد. این ادعا در حالی مطرح است كه به عنوان مثال در نظام بانكی و مالی پیشرفته امریكا با وجود سه موسسه قدرتمند رتبهبندی شامل Ftch، Moody’s و S&P ودهها موسسه محاسبه امتیاز اعتباری و جمعآوری اطلاعات اعتباری مشتریان، غولهای دنیای اعتبارات در امریكا مانند master card و visa با شركتهای وصول مطالبات قرارداد دارند چرا كه بدون همكاری با این شركتها قادر به ارایه خدمات اعتباری نیستند. از طرفی این سوال مطرح است كه چرا با وجود نظام اعتبارسنجی بسیار گسترده در این كشور ۴۱۰۰ شركت وصول مطالبات فعال هستند. پرواضح است كه وجود نظام اعتبارسنجی سیستماتیك میتواند حجم مطالبات غیرجاری را به سطح استاندارد ۵ درصد نزدیك كند (نسبت NPL). اما به هر حال به علت اینكه محاسبه مخاطرات اخلاقی مشتریان و ریسك نكول در یك فاصله اطمینان مشخص محاسبه شده و درصدی نیز به عنوان ضریب خطا باقی خواهد ماند، در نتیجه باید موسساتی برای پوشش دادن ریسك نكول و عدم تعهد مشتریان به عنوان شركت وصولكننده طلب به وجود آیند تا از انباشت و خارج شدن منابع از چرخه تولید جلوگیری كنند. از این منظر به نشریه آیندهنگر و دستاندركاران آن صمیمانه پیشنهاد میكنیم در موضوع مهم بررسی چگونگی فعالیت شركتهای وصول مطالبات معوق و نقش مثبت آنها در نظام پولی كشور، ضمن رعایت انصاف به نقش اقتصادی این شركتها در حفظ حیات صنعت اعطای اعتبار و تسهیلات توجه بیشتری داشته باشند. در همین راستا شركت طرح و اندیشه بهساز ملت آمادگی دارد نتایج مطالعات و تحقیقات صورت گرفته را دراختیار اصحاب رسانه و سایر علاقهمندان قرار دهد و توصیه میكنیم چنانچه رسانهای قصد دارد از نحوه فعالیت شركتهای وصول مطالبات گزارشاتی را تهیه كند بهتر است به صورت میدانی با اعزام نمایندگان خود به شركتهایی مانند طرح و اندیشه بهساز ملت از راهروهای پرماجرای این شركتها و همین طور تهدیدهایی كه توسط بعضی از بدهكاران بدحساب نسبت به كارشناسان وصول مطالبات صورت میگیرد، گزارشهای مستند تهیه كنند. این تهدیدها و سختیها توسط بعضی از بدهكاران متخلف گاها به حدی است كه به عنوان مثال سابق بر این در ورودی شركت وصول مطالبات طرح و اندیشه بهساز ملت تابلوی «ورود هر گونه سلاح ممنوع است» نصب شده بود! زیرا عدهای با به همراه آوردن سلاح به یك مجموعه وابسته به بانك، سعی در ایجاد رعب و وحشت و امتناع از پرداخت مطالبات بانك را داشتهاند. ایضا سختی كار وصول مطالبات به علت امتناع اغلب بدهكاران بانكی از ایفای تعهدات خود، آنچنان است كه كارشناسان این رشته عادت كردهاند در برابر توهین و تهدیدهایی كه چاشنی كار روزانه آنها شده، سعه صدر پیشه نموده و بدهكاران را به مذاكره حضوری دعوت كنند.