قدي بر سهمخواهيها براي رياست مجلس
«امیدیها»! مردم را نا امید نکنید
احسان جنان صفت/ روزنامهنگار
نقش احزاب در جهتگیریهای کلان سیاسی و اقتصادی در همه کشورهای جهان طي دهههای اخیر پررنگتر شده است. از این رو سرزمینهایی با احزاب سازمان یافته که ایدئولوژی و اهداف برنامهریزی شدهای دارند، به طور معمول در صدر فهرست کشورهای قدرتمند قرار دارند. در این کشورها زمانی که جناحهای سیاسی به صورت شفاف مواضع و نیروهای وفادار خود را به شهروندان معرفی کنند، مردم فرصت دارند در یک بازه زمانی مناسب برنامهها و افراد هر حزب را بررسی کنند و در زمان انتخابات بهترین تصمیم را بگیرند. در شماری از کشورها از جمله ایران، احزاب و جناحها سازماندهی لازم را ندارند و در بسیاری از موارد، چند روز مانده به انتخابات به گزینش نیرو اقدام میکنند و در نتیجه در شناخت مهرههای خود ممکن است حساسیتهای کافی به خرج ندهند. این احزاب همچنین نقشه مدون سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و ورزشی که گرهگشای امور باشد را ندارند.
طلوع اميد
هر چند در انتخابات ۷ اسفند مجلس شورای اسلامی ایران، رد صلاحیتها، معادلات و برنامههای نیمبند جناحها به ویژه اصلاح طلبان را به هم زد، اما برخی رویدادها نشان میدهد باز هم شهروندان شاهد بینظمی نسبی، بیبرنامگی، عدم شناخت کاندیداهای مورد اعتماد لیستهای انتخاباتی به ویژه لیست مشهور به امید بودند. ایرانیها به ویژه تهرانیها با مديريت طرفداران دولت، به ليست اميد اطمینان کردند و برای رسیدن به اهداف مورد نظرشان به لیست ائتلافی رایی قاطع دادند و در تهران هر ۳۰ کرسی به امید رسید. اما هدف تنها این بود که لیست مورد نظر اصلاحطلبان رای بیاورد؟ بدون اینکه افراد لیست به دیدگاههای مردمی که پشت این افراد ایستادند، معتقد باشند و در قانونگذاریهاي آینده، اعتقادات مردم و این جناح تاثیرگذار باشد؟
نزول ازخودگذشتگي سياسي
پس از انتخابات و با پایان یافتن مرحله دوم، سران اصلاحطلب با اطمینان از پیروزی لیست امید و گرایش مستقلها به این جناح و تشکیل فراکسیون حداکثری با نام فراکسیون امید سخن میگفتند و امید را در بین طرفداران خود ایجاد کردند. از طرفی اصولگرایان با وجود باخت نسبی در انتخابات، دوست ندارند ریاست سه دورهای بر مجلس را از دست دهند و در تلاش برای جذب مستقلها و برخی از افراد لیست امید هستند. اما از آن مهمتر با ابزار رسانهای قوی درصددند این طور القا کنند که توانستهاند فراکسیون اصولگرایان را با تعدادی حداکثری تشکیل دهند. این تبلیغات تا جایی پیش رفته که یوسفیان ملا، نماینده مردم آمل و لاریجان از امضا کردن برگههایی توسط ۱۵۴ نفر از منتخبان مجلس و اعلام آمادگی ۲۷ نماینده دیگر برای عضویت در فراکسیون اصولگرایان خبر داد. همچنین خبرگزاریهای جناح راست از اعداد ۱۴۸ و ۱۵۰ نفری فراکسیون اصولگرا نوشتند که هنوز نمیتوان به آن صحه گذاشت. این موضعگیریها واکنش نمایندگان منتخب اصلاحطلب را نیز به همراه داشت. تا جایی که فاطمه سعیدی، منتخب مردم تهران در مجلس دهم به انتقاد از اصولگرایان پرداخت و گفت: حضور قدرتمند و اکثریتی منتخبین لیست امید باعث شده تا آنها به تکاپو بیفتند و از ابزارهای پیدا و پنهانی که در اختیار دارند استفاده کنند تا مدیریت قوه مقننه را در ید قدرت خود نگه دارند. همچنین این نماینده از برخی چهرههای لیست امید که با اصولگرایان همراه شدهاند انتقاد کرد.
هنوز هم ميزان، راي مردم است!
حال که لاریجانی رئیس مورد نظر اصولگرایان و عارف شخص برگزیده اصلاح طلبان است، باید دید که یارکشیهای سیاسی در روزهای آینده کفه ترازو را به کدام سمت سنگین خواهد کرد. اما نکتهای که در این میان نبايد فراموش شود، توجه به رای شهروندانی بوده كه هنوز ميزان است و با «امید» به لیست امید رای دادند تا تفکرشان در تصمیمگیریهای کلان در قالب قانونگذاریها حکمفرما شود.آنها ديگر ميلي به نزاعهاي سياسي دهه اخير ندارند و آرامش همه جانبه را طلب ميكنند. اکنون نوبت به سران اصلاحطلب رسيده که نگذارند مردم ناامید شوند و رهبران اين جريان با هوشیاری و استفاده از ابزارهای رسانهای این جوسازیها را خنثی کنند و نظر مردم را در انتخاب رئیس مجلس پیاده کنند. نتیجه نهایی هر چه باشد، اما این اتفاقات ضرورت شکلگیری و سازماندهی احزاب نیرومند و هدفمند را در ایران بیش از پیش آشکار میکند تا مردم امیدوار و مسئولان وفادار به پشتيباني هموطنانی که آنها را انتخاب کردهاند بتوانند گره از مشکلات به ویژه گرفتاریهای اقتصادی باز کنند و ایران در مسیر پیشرفت و رسیدن به سطح بالای رفاه اقتصادی و اجتماعی گام بردارد.
طلوع اميد
هر چند در انتخابات ۷ اسفند مجلس شورای اسلامی ایران، رد صلاحیتها، معادلات و برنامههای نیمبند جناحها به ویژه اصلاح طلبان را به هم زد، اما برخی رویدادها نشان میدهد باز هم شهروندان شاهد بینظمی نسبی، بیبرنامگی، عدم شناخت کاندیداهای مورد اعتماد لیستهای انتخاباتی به ویژه لیست مشهور به امید بودند. ایرانیها به ویژه تهرانیها با مديريت طرفداران دولت، به ليست اميد اطمینان کردند و برای رسیدن به اهداف مورد نظرشان به لیست ائتلافی رایی قاطع دادند و در تهران هر ۳۰ کرسی به امید رسید. اما هدف تنها این بود که لیست مورد نظر اصلاحطلبان رای بیاورد؟ بدون اینکه افراد لیست به دیدگاههای مردمی که پشت این افراد ایستادند، معتقد باشند و در قانونگذاریهاي آینده، اعتقادات مردم و این جناح تاثیرگذار باشد؟
نزول ازخودگذشتگي سياسي
پس از انتخابات و با پایان یافتن مرحله دوم، سران اصلاحطلب با اطمینان از پیروزی لیست امید و گرایش مستقلها به این جناح و تشکیل فراکسیون حداکثری با نام فراکسیون امید سخن میگفتند و امید را در بین طرفداران خود ایجاد کردند. از طرفی اصولگرایان با وجود باخت نسبی در انتخابات، دوست ندارند ریاست سه دورهای بر مجلس را از دست دهند و در تلاش برای جذب مستقلها و برخی از افراد لیست امید هستند. اما از آن مهمتر با ابزار رسانهای قوی درصددند این طور القا کنند که توانستهاند فراکسیون اصولگرایان را با تعدادی حداکثری تشکیل دهند. این تبلیغات تا جایی پیش رفته که یوسفیان ملا، نماینده مردم آمل و لاریجان از امضا کردن برگههایی توسط ۱۵۴ نفر از منتخبان مجلس و اعلام آمادگی ۲۷ نماینده دیگر برای عضویت در فراکسیون اصولگرایان خبر داد. همچنین خبرگزاریهای جناح راست از اعداد ۱۴۸ و ۱۵۰ نفری فراکسیون اصولگرا نوشتند که هنوز نمیتوان به آن صحه گذاشت. این موضعگیریها واکنش نمایندگان منتخب اصلاحطلب را نیز به همراه داشت. تا جایی که فاطمه سعیدی، منتخب مردم تهران در مجلس دهم به انتقاد از اصولگرایان پرداخت و گفت: حضور قدرتمند و اکثریتی منتخبین لیست امید باعث شده تا آنها به تکاپو بیفتند و از ابزارهای پیدا و پنهانی که در اختیار دارند استفاده کنند تا مدیریت قوه مقننه را در ید قدرت خود نگه دارند. همچنین این نماینده از برخی چهرههای لیست امید که با اصولگرایان همراه شدهاند انتقاد کرد.
هنوز هم ميزان، راي مردم است!
حال که لاریجانی رئیس مورد نظر اصولگرایان و عارف شخص برگزیده اصلاح طلبان است، باید دید که یارکشیهای سیاسی در روزهای آینده کفه ترازو را به کدام سمت سنگین خواهد کرد. اما نکتهای که در این میان نبايد فراموش شود، توجه به رای شهروندانی بوده كه هنوز ميزان است و با «امید» به لیست امید رای دادند تا تفکرشان در تصمیمگیریهای کلان در قالب قانونگذاریها حکمفرما شود.آنها ديگر ميلي به نزاعهاي سياسي دهه اخير ندارند و آرامش همه جانبه را طلب ميكنند. اکنون نوبت به سران اصلاحطلب رسيده که نگذارند مردم ناامید شوند و رهبران اين جريان با هوشیاری و استفاده از ابزارهای رسانهای این جوسازیها را خنثی کنند و نظر مردم را در انتخاب رئیس مجلس پیاده کنند. نتیجه نهایی هر چه باشد، اما این اتفاقات ضرورت شکلگیری و سازماندهی احزاب نیرومند و هدفمند را در ایران بیش از پیش آشکار میکند تا مردم امیدوار و مسئولان وفادار به پشتيباني هموطنانی که آنها را انتخاب کردهاند بتوانند گره از مشکلات به ویژه گرفتاریهای اقتصادی باز کنند و ایران در مسیر پیشرفت و رسیدن به سطح بالای رفاه اقتصادی و اجتماعی گام بردارد.