دنیای نو، صنعت نو
پاسخ دقیق، آینده نگرانه، کارشناسانه و بر پایه واقعیتهای سترگ دنیای امروز و تواناییها و ناتوانیهای امروز ایران سرنوشتساز و شکلدهنده مناسبات درون مرزهای ملی و جهانی است.
اگر پاسخ به پرسش بنیادین مطروحه این باشد که ایران باید یک کشور توسعه یافته صنعتی در اندازه کرهجنوبی و ژاپن یا آلمان باشد و این خواهش و تمنای ایرانی بخواهد لباس عمل بپوشد آنگاه باید استراتژی بلندمدت تهیه و اجرایی شود و توسعه صنعتی محور فعالیتهای اقتصادی شود.
اگر مجموعه تصمیمسازان و تصمیمگیران تراز نخست ایران همین امروز تصمیم بگیرند که ایران باید یک کشور دارای صنعت توسعه یافته شود چندین گام بزرگ در ذهن و در عمل برداشته شود. دگرگونی سترگ ذهنی در میان تصمیمگیران تراز نخست در گام اول این است که فرهنگ صنعتی که فرهنگی جهانی شده است را دور نینداخته و با آن مهربان باشند. فرهنگ صنعتی دنیای کامیاب این است که بازارهای جهانی و منطقهای را دوست داشته باشیم و در دادو ستد تنها به این بیندیشیم که کدام بازار کالای ایرانی را با قیمت سودآور و برای دوران بلندمدتتری خریداری میکند و این یادمان باشد که فرهنگ صنعتی به ما دیکته میکند که در تولید کالا نباید ملاحظات غیراقتصادی نقش برتر داشته باشد. توسعه صنعتی در دنیای پر از رقابت نفسگیر جایی برای ملاحظات غیر اقتصادی باز نخواهد کرد. دنیای امروز در تجارت و در تولید صنعتی تنها به بازار میاندیشد و خواسته و تمنای سیاسی و فرهنگی در ذیل مقولات اصلی اقتصاد جای میگیرند. در حالی که ایران بخواهد توسعه صنعتی را پایه و محور تصمیمهای کلان قرار دهد باید به لحاظ ذهنی آمادگی دادوستد با دنیای پیشرفته در این حوزه و پیامدهای آن را بپذیرد. در این صورت یادمان باشد که نمیتوان با کشوری مثل روسیه که صنعتی عقب مانده دارد پیوند داشت و این کشور را به طور مثال به آلمان ترجیح داد.
برطرف کردن عقبماندگی توسعه صنعتی چند دههای ایران نسبت به کشورهای پیشرفته صنعتی مستلزم این است که برخی مناسبات در زمینه انتقال تکنولوژی را بدون ملاحظات سیاسی متحمل شویم. چرخش اجباری در برخی رویکردهای سیاست خارجی از الزامهای توسعه صنعتی است که نمیتوان آنها را نادیده گرفت. در حالی که تمنای توسعه صنعتی در ایران جدی شود دگرگونیهای بدون چون و چرا در سیاستهای کلان اقتصادی ضرورتی انکارناپذیر است. گام نخست در این باره دگرگونی اجتنابناپذیر در نگاه به سرمایهگذاری در احداث کارخانه است.
سرمایهگذاری دولتی در صنعت در دنیای امروز جایی ندارد و دولت باید دست و پای خود را از این فعالت در بخش تصدیگری جمع کند و تنها به سیاستگذاری اکتفا کند. دراین صورت میتوان انتظار داشت که سرمایهگذاران ایرانی نیز به لحاظ اندیشهای با همتایان پیشین تفاوت بنیادی داشته و از اینکه همواره از نیروی دولت برای محافظت از بازار خود مایه بگذارند خودداری کنند. دنیای امروز برنمیتابد که سیاستگذاران صنعتی همانند سالهای حمایتگرایی بدون مرز عمل کرده و با کشیدن دیوار بلند تعرفه بخواهند صنعت گلخانهای تاسیس کنند و با پول بیتالمال آن را تا ابد و به هر قیمت زنده نگه دارند. یکی دیگر از الزامهای توسعه صنعتی در دنیای امروز توجه اکید به خلق مزیت نسبی است. درحالی که آلمان صنعتی تنها در ٢٨ رشته از چند صد رشته صنعتی سرمایهگذاری کرده و میکند و در شرایطی که کرهجنوبی در کمتر از ١۵ رشته صنعتی متمرکز شده است، سرمایهگذاری در صدها رشته بدون مزیت کار خوشایندی نیست و توجه اکید به این موضوع از الزامهای دنیای امروز است. صنعتی شدن در جهان حاضر فداکاری ذهنی و عملی همه ایرانیان را میطلبد. درحالی که ایران همانند نیمسده سپریشده سرمایههای مالی شگفتانگیز ندارد، نباید با خیالپردازی، باقی مانده سرمایههای طبیعی و انسانی را به راه بیهودهگرایی کشاند.