وضعیت همه ی حامیان احمدی نژاد
ضلع اول: مصباح یزدی پشیمان است؟
شاخصترین حامی احمدینژاد را باید آیت ا... مصباح یزدی دانست. آیا امروز او از حمایتهای خود از احمدینژاد پشیمان است؟ انتخابات سال ۸۴ انتخابات مهمی برای ایشان بود، چرا که او بهشدت منتقد سیاستهای دولت اصلاحات بود. بنابراین از شعارهایی که بر خلاف آن مشی اصلاحی ارائه میشد استقبال میکرد. احمدینژاد هم بهخوبی به این نکته واقف بود و میدانست با ارائه چند برنامه که باب میل و نظر مصباح یزدی باشد میتواند آرای حامیان او را جذب کند، از جمله تشکیل دولت اسلامی! بر همین مبنا بود که مصباح یزدی حامی بیچون و چرای احمدینژاد در سال ۸۴ شد. مصباح در نخستین دیدار خود با احمدینژاد پس از انتخابات گفت:«تلقی ما این است که این نفخه الهی که در این زمان در جامعه ما دمیده شده و آثارش در علاقه بیشتر مردم به دین و اندیشههای ا سلامی ظهور یافته، مرتبهای از مراتب چیزی است که در زمان پیامبر اسلام (ص) تحقق پیدا کرد.» این حمایتها تا انتخابات ۸۸ ادامه پیدا کرد چنان که مصباح یزدی در گرمترین فصل سال ۸۸ اظهار داشت: «وقتی شد رئیسجمهوری اسلامی، حکمش را از رهبر یعنی از جانشین امام دریافت کرد، آن قداست بر این هم میتابد، آنوقت اطاعت رئیسجمهور، اطاعت مجلس و سایر نهادهای قانونی هم میشود اطاعت خدا.» اما این حمایت به یکباره رنگ باخت و اطاعت از رئیسجمهور در نگاه مصباح یزدی معنای دیگری پیدا کرد، دلیلش هم حضور اسفندیار رحیم مشایی در کنار احمدینژاد بود. در اردیبهشت ۹۰ و در اوج ناباوری یاران احمدینژاد بود که مصباح یزدی گفت:«یک وقتی به برخی از دوستان نزدیکم گفتم که بیش از ۹۰درصد معتقدم که او سحر شده است! این وضعیت ابدا طبیعی نیست. هیچ آدم عاقلی چنین کارهایی نمیکند، مگر آنکه اختیار از او سلب شده باشد. این کارها هیچ توجیهی ندارند. یک وقت کسی اشتباهی میکند، آن وقت هرچه او اشتباه میکند، این فرد میآید و توجیه میکند! کسی که ۱۰تا دوست دارد، ۹تا دوستش را میگذارد کنار و کارهای دهمی را توجیه میکند!» پس از آن هم آیتا...مصباح جامه منتقد بر تن کرد که تا به امروز آن را تعویض نکرده است. نکته جالب این است که چرا احمدینژاد دیگر به قم سفر نمیکند؟ چرا او که در سخنرانیهایش بارها از صلح و دوستی دم میزند گامی برای رفع کدورتها بر نمیدارد که البته پاسخش مشخص است: او هنوز مشایی را بر همه ترجیح میدهد!
ضلع دوم: شریعتمداریها هم چرخیدند
ضلع دوم حامیان دیروز و منتقدان امروز احمدینژاد به رسانهها و مدیران آنها باز میگردد. آنها زمانی که متوجه پایان حمایت بزرگان همفکر خود از او شدند به تدریج سعی کردند نه تنها از احمدینژاد فاصله بگیرند بلکه به منتقد درجه اول او تبدیل شوند. البته تصور آنها اشتباه بود چرا که گمان میکردند طی این چرخش، عملکرد گذشته آنها در توجیه عملکرد احمدینژاد فراموش خواهد شد که چنین نشد. از جمله حامیان احمدینژاد که به مخالف او تبدیل شد، روزنامه کیهان است. اظهارات چند روز پیش مدیرمسئول این روزنامه را نباید فراموش کرد. در عین حال شریعتمداری با زیرکی سعی دارد وانمود کند که گزینه برتر آنها سعید جلیلی است که برخی او را کاندیدای مورد حمایت مصباح یزدی در انتخابات ۹۶ میدانند. بنابراین چندی پیش بود که این روزنامه در واکنش به انتشار عکسی که سعید جلیلی را در کنار احمدینژاد نشان میداد، نوشت:«تلاش برای انتساب جلیلی به احمدینژاد در حالی است که احمدینژاد در سالهای آخر ریاست خود بر سر موضوعاتی مانند بیداری اسلامی و مذاکره با آمریکا اختلافات جدی با جلیلی داشت.» شریعتمداری برای توجیه این چرخش از شیوه نخ نما شده انتقادات شدید به احمدینژاد استفاده میکند که به نظر نمیرسد سبب حذف حمایتهای بیشائبه او از احمدینژاد در اذهان عمومی شود.
ضلع سوم: حتی باهنر هم دیگر حامی نیست
برخی اصولگرایان که در انتخاباتهای ریاستجمهوری قبل از ۹۲ حمایت از احمدینژاد را در بوق و کرنا کرده بودند، چند زمانی است که به خاطر آوردهاند او چه کرده و چه برنامهای برای آینده دارد؛ از جمله محمد رضا باهنر که از حامیان سرسخت احمدینژاد بود اما او هم مانند کیهان نشینان مواضع خود را تغییر داد. او زیرک است و تمام پلهای پشت سر خودش را خراب نمیکند. باهنر در اردیبهشت ۸۹ گفته بود: «هیچ اجباری و فشاری را احساس نمیکنیم و آقای احمدینژاد را در اردوگاه اصولگرایان میدانیم. انجام وظیفه شرعی ما نباید تحت تاثیر دوستیها و خصومتها باشد. اگر مساله قابل نقدی را از رئیسجمهوری میبینیم، نقد خواهیم کرد. ایشان نیز اگر نقدی به عملکردمان دارند مطرح میکنند و این به معنای جدا کردن ایشان از جناح اصولگرا نیست.» اما در سال ۹۲ گفته بود: «احمدینژاد زمانی میگفت سرعت من ۱۸۰ کیلومتر است هر کسی میتواند به من برسد، غافل از اینکه جادههای ایران برای این میزان سرعت ساخته نشدهاند. قوانین تصویب شده در ایران به رئیسجمهور اجازه سرعت بیش از ۱۲۰ کیلومتر را نمیدهند.» البته باهنر چند روز پیش هم اظهار داشته بود که «بارها و بارها احمدینژاد و دفتر وی اعلام کردند که وی قصد کاندیداتوری در ریاستجمهوری ۹۶ را ندارد، اما کیست که این حرفها را باور کند که وی قصد کاندیداتوری در انتخابات را ندارد چرا که اگر موقعیت برای احمدینژاد فراهم شود حتما نامزد انتخابات ریاستجمهوری ۹۶ خواهد شد» ین نوع پشیمانی حمایت از احمدینژاد در طیف اصولگرا به وفور یافت میشود و نمیتوان از تغییر مواضع توکلیها، محبیانها و غیره به راحتی عبور کرد.
آرمان