آینده مبهم امیدهای فوتبال ایران
حميدرضا رسولی
ماندن تيم اميد كشورمان پشت ديوار بلند المپيك براي عموم اهالي فوتبال به يك داستان تكراري و ملال آور تبديل شده اما ظاهرا در فدراسيون فوتبال عزم و اراده اي شكل گرفته تا به طلسم ۴۰ ساله بازماندن تيم اميد از صعود به بزرگترين آوردگاه ورزشي جهان پايان داده شود.
اين دست و آن دست كردنهاي مديران فدراسيون فوتبال و از اين شاخه به آن شاخه پريدنها اما آينده تيم پراميد كشورمان با فوجي از بازيكنان مستعد را در هاله اي ابهام قرار داده است. براي پي بردن به عمق بي برنامگي در پروسه آماده سازي و راهي كردن تيم اميد به المپيك ريودوژانيرو بايد به چند سال قبل برگرديم.
پس از بازماندن تيم اميد از صعود به المپيك ۲۰۱۰، اين تيم تا مدتها مثل كودك سر راهي به حال خودش رها شد و بعد از چند صباحي مديران فدراسيون فوتبال با اكراه، يك مربي نسبتا گمنام به نام هومن افاضلي را روي نيمكت تيمي پرستاره نشاندند. افاضلي هم مطابق انتظار به توفيق قابل ملاحظه اي دست نیافت تا اينكه عليرضا منصوريان با چراغ سبز كي روش و مديران كميته آموزش سكان هدايت كشتي پرتلاطم اميدها را در دست گرفت. ماجراي بازي كردن يك بازيكن دو اخطاره در تركيب تيم اميد و حذف اين تيم از گردونه رقابتهاي مقدماتي المپيك لندن پايان كار حضور چند ماهه منصوريان بود اما تمام كساني كه اوضاع و احوال اميدها طي چند دهه گذشته را رصد كرده اند خوب مي دانند كه اين اتفاق نادر آينه تمام قد اوضاع اميدهاي فوتبال ايران بوده، هست و خواهد بود.
فدراسيون فوتبال اما براي در هم شكستن چنين فضاي نگران كننده اي دست به كار شده و پس از افتضاح تيم اميد در بازيهاي آسيايي اينچئون كه براي فوتبال ايران به مثابه يك رسوايي بزرگ بود، حبيب كاشاني، مديرعامل سابق پرسپوليس از راه رسيده و ادعاي سامان دادن به وضعيت تیم فوتبال ايران را مطرح كرده است.
با انتخاب كاشاني به عنوان مدير تيم اميد( يك مدير، براي يك تيم!) موقعيت سرمربي پرتغالي تيم اميد هم به خطر افتاده و به نظر مي رسد نلو وينگا طي چند روز اينده به شكل دراماتيكي با شاگردانش وداع خواهد كرد. چنانكه هواداران فوتبال خوب مي دانند كه حبيب كاشاني اساسا رابطه خوبي با مربيان خارجي ندارد و طي دوران حضورش بر مسند مديريت باشگاه پرسپوليس پرونده مربي مجربي مثل زلاتكو كرانچار را بست و نيمكت سرخ ها را به علي دايي سپرد.
كاشاني امروز اعلام كرد تا ۴۸ ساعت ديگر تكليف وينگادا مشخص مي شود و از گوشه و كنار هم خبر مي رسد كه رايزني با چند مربي جوان از جمله يحيي گل محمدي و رسول خطيبي براي نشاندن يكي از آنها روي نيمكت پرماجراي تيم اميد و انتقال آرام قدرت ازمربي خارجي به يك مربي ايراني آغاز شده است. در چنين فضايي ماجراي اخراج كرانچار كه بعدها مايه افسوس توام با حسرت هواداران پرسپوليس شد براي اهالي فوتبال تداعي مي شود. در آن دوره هم زلاتكو جاي خودش را به دايي داد اما در پايان فصل مشخص شد كه تيم دايي از پرسپوليس كرانچار عملكرد مطلوب تري نداشته است.
اكنون تيم اميد مانده و يك فرصت چهار ساله براي پايان دادن به طلسم ۴۰ ساله بازماندن از المپيك اما همين آمدن و رفتن هاي مكرر سرنوشت اميدهاي فوتبال ايران را مبهم جلوه مي دهد و اين پرسش مطرح مي شود كه حبيب كاشاني ناجي اميدها مي شود يا نااميد ترين تيم تاريخ باز هم پشت ديوار المپيك جا خوش مي كند؟
اين دست و آن دست كردنهاي مديران فدراسيون فوتبال و از اين شاخه به آن شاخه پريدنها اما آينده تيم پراميد كشورمان با فوجي از بازيكنان مستعد را در هاله اي ابهام قرار داده است. براي پي بردن به عمق بي برنامگي در پروسه آماده سازي و راهي كردن تيم اميد به المپيك ريودوژانيرو بايد به چند سال قبل برگرديم.
پس از بازماندن تيم اميد از صعود به المپيك ۲۰۱۰، اين تيم تا مدتها مثل كودك سر راهي به حال خودش رها شد و بعد از چند صباحي مديران فدراسيون فوتبال با اكراه، يك مربي نسبتا گمنام به نام هومن افاضلي را روي نيمكت تيمي پرستاره نشاندند. افاضلي هم مطابق انتظار به توفيق قابل ملاحظه اي دست نیافت تا اينكه عليرضا منصوريان با چراغ سبز كي روش و مديران كميته آموزش سكان هدايت كشتي پرتلاطم اميدها را در دست گرفت. ماجراي بازي كردن يك بازيكن دو اخطاره در تركيب تيم اميد و حذف اين تيم از گردونه رقابتهاي مقدماتي المپيك لندن پايان كار حضور چند ماهه منصوريان بود اما تمام كساني كه اوضاع و احوال اميدها طي چند دهه گذشته را رصد كرده اند خوب مي دانند كه اين اتفاق نادر آينه تمام قد اوضاع اميدهاي فوتبال ايران بوده، هست و خواهد بود.
فدراسيون فوتبال اما براي در هم شكستن چنين فضاي نگران كننده اي دست به كار شده و پس از افتضاح تيم اميد در بازيهاي آسيايي اينچئون كه براي فوتبال ايران به مثابه يك رسوايي بزرگ بود، حبيب كاشاني، مديرعامل سابق پرسپوليس از راه رسيده و ادعاي سامان دادن به وضعيت تیم فوتبال ايران را مطرح كرده است.
با انتخاب كاشاني به عنوان مدير تيم اميد( يك مدير، براي يك تيم!) موقعيت سرمربي پرتغالي تيم اميد هم به خطر افتاده و به نظر مي رسد نلو وينگا طي چند روز اينده به شكل دراماتيكي با شاگردانش وداع خواهد كرد. چنانكه هواداران فوتبال خوب مي دانند كه حبيب كاشاني اساسا رابطه خوبي با مربيان خارجي ندارد و طي دوران حضورش بر مسند مديريت باشگاه پرسپوليس پرونده مربي مجربي مثل زلاتكو كرانچار را بست و نيمكت سرخ ها را به علي دايي سپرد.
كاشاني امروز اعلام كرد تا ۴۸ ساعت ديگر تكليف وينگادا مشخص مي شود و از گوشه و كنار هم خبر مي رسد كه رايزني با چند مربي جوان از جمله يحيي گل محمدي و رسول خطيبي براي نشاندن يكي از آنها روي نيمكت پرماجراي تيم اميد و انتقال آرام قدرت ازمربي خارجي به يك مربي ايراني آغاز شده است. در چنين فضايي ماجراي اخراج كرانچار كه بعدها مايه افسوس توام با حسرت هواداران پرسپوليس شد براي اهالي فوتبال تداعي مي شود. در آن دوره هم زلاتكو جاي خودش را به دايي داد اما در پايان فصل مشخص شد كه تيم دايي از پرسپوليس كرانچار عملكرد مطلوب تري نداشته است.
اكنون تيم اميد مانده و يك فرصت چهار ساله براي پايان دادن به طلسم ۴۰ ساله بازماندن از المپيك اما همين آمدن و رفتن هاي مكرر سرنوشت اميدهاي فوتبال ايران را مبهم جلوه مي دهد و اين پرسش مطرح مي شود كه حبيب كاشاني ناجي اميدها مي شود يا نااميد ترين تيم تاريخ باز هم پشت ديوار المپيك جا خوش مي كند؟