کد خبر 321062
۱۳۹۶/۱۰/۱۲ ۱۴:۴۷

سیگنال کشتن درگوشی مقتول

ساعت 24-واقعه ی این جنایت هولناک بامداد بیست و سوم خرداد سال ۱۳۹۳ در حالی اتفاق افتاد که فریادهای ترسناک جوان ۱۹ ساله ای سکوت نیمه شب اهالی خیابان شریعتی ۴۳ مشهد را شکست. این جوان که با دستانی خون آلود در کوچه می دوید
واقعه ی این جنایت هولناک بامداد بیست و سوم خرداد سال ۱۳۹۳ در حالی اتفاق افتاد که فریادهای ترسناک جوان ۱۹ ساله ای سکوت نیمه شب اهالی خیابان شریعتی ۴۳ مشهد را شکست. این جوان که با دستانی خون آلود در کوچه می دوید، داد می کشید «او را کشتند!» و از ساکنان خیابان مساعدت قصد داشت! در این موقع نگهبان ساختمان در دست احداث دیگری که برای انتصاب لامپ روشنایی در آن ساعت از بامداد به داخل حیاط آمده بود، هراسان خود را به درون کوچه رساند و ماجرا را جویا گردید.

جوان ۱۹ ساله نفس خانم ها به تعریف واقعه ی هجوم سارقان نقابدار پرداخت و عنوان کرد: بهمراه دوستم که نگهبان ساختمان بود، درون اتاقک نگهبانی بودیم که ناگهان ۵ مرد نقابدار که چند نفر از آنها افغانی بودند با وانت وارد محوطه ساختمان گردیدند و به ما هجوم کردند آنها دوستم را با کلنگ به کشتن رساندند و مرا هم کتک زدند اما من از چنگ آنان فرار کردم و از بالای در حیاط ساختمان بیرون پریدم ولی مهاجمان نقابدار گریختند.

به دنبال سخنان این جوان، سریعا نگهبان ذکر شده با پلیس ارتباط گرفت و دقیقه هایی بعد نیروهای انتظامی بهمراه بازپرس سیدجواد حسینی (بازپرس مخصوص کشتن عمد در زمان واقع شدن حادثه) راهی محل جنایت گردیدند. جسد مرتبط به جوان ۲۲ ساله افغانی به اسم «داوود» بود که روی تخت دراز کشیده و کلنگ داخل جمجمه اش مانده بود.

بعد از جابه جایی جسد به پزشکی قانونی، تحقیقات میدانی مقام قضایی و کارآگاهان اداره جنایی پلیس آگاهی خراسان رضوی به سرپرستی کارآگاه سلطانیان شروع گردید.

جوان ۱۹ ساله نخستین کسی بود که مورد پرسش بازپرس مخصوص کشتن عمد جای گرفت و واقعه ی هجوم سارقان نقابدار وانت سوار را تکرار نمود.

دیگر سپیدی آسمان کوچه های شهر را روشن کرده بود که ناگهان چشم های مقام قضایی به شیء سیاه رنگی افتاد که زیر یک دستگاه وانت پارک شده، قرار داشت.

آن شی ء تلفن همراه تلفن همراه مقتول بود که داخل کوچه سیگنال کشتن می داد. با تایید این مبحث، مقام قضایی خطاب به جوان ۱۹ ساله عنوان کرد: چه کسی تلفن همراه تلفن را این جا انداخته هست؟ او که با دیدن تلفن همراه دست و پایش را گم کرده بود عنوان کرد: هوا تاریک بود و من نمی دانم چه طور تلفن همراه را زیر وانت پرتاب کردم!

با تایید این مبحث، مقام قضایی خطاب به جوان ۱۹ ساله عنوان کرد: چه کسی تلفن همراه تلفن را این جا انداخته هست؟ او که با دیدن تلفن همراه دست و پایش را گم کرده بود عنوان کرد: هوا تاریک بود و من نمی دانم چه طور تلفن همراه را زیر وانت پرتاب کردم!در این موقع بازپرس حسینی سوال کرد: هنگامی ۵ نفر نقابدار به شما هجوم کردند و هموطنت را کشتند و شما از بیم حتی از روی در حیاط گریختی، چه طور به ذهنتان رسید که پیش از فرار تلفن همراه تلفن دوستتان را بردارید؟ جوان افغانی که دیگر از جواب گویی به پرسش ها مقام قضایی عاجز مانده بود در حالی بعنوان مظنون دستگیری گردید که در مورد زخم های روی دستش نیز عنوان کرد: هنگامی از بالای در حیاط به داخل کوچه پریدم، دستم مجروح گردید.

این جوان که برای تکمیل تحقیقات به پلیس آگاهی خراسان رضوی هدایت شده بود هنگامی خود را در مقابل سندهای و مدارک محکمه پسند دید به اضطرار اعتراف کرد و رمز این جنایت هولناک را افشا کرد. او در بازجویی ها عنوان کرد: از مدتها قبل که برادرم در افغانستان کشته گردید تصمیم گرفتم از «داوود» (مقتول) انتقام بگیرم.

البته او در واقعه ی کشتن برادرم هیچ نقشی نداشت ولی من لازم هست یکی از بستگان کسی که برادرم را کشته بود می کشتم به همین سبب از حدود ۲ ماه قبل هنگامی متوجه شدم او در ایران کار می کند به صورت غیر مجاز وارد ایران گردیدم و در جای دیگری به کار مشغول بودم تا اینکه آدرس محل کار وی را در خیابان شریعتی ۴۳ مشهد، پیدا نمودم و نزد او رسیدم البته از افغانستان کینه وی را به دل داشتم و برای کشتن او به این جا آمده بودم. علی رغم این مبلغ ۵۰۰ هزار تومان هم از او به سبب مخارج شب هایی که نزدش می رسیدم، طلبکار بودم.

آن شب (شب حادثه) هنگامی وارد اتاقک نگهبانی گردیدم یک زن خیابانی و یکی دیگر از دوستان «داوود» هم آن جا بودند. آنان مشروب خوردند و من هم تریاک استفاده کردم. نیمه های شب هنگامی آن دو نفر رفتند، «داوود» هم دراز کشید و خوابید. من که دیگر مجال را زیاد مناسب می دانستم به آرامی وارد حیاط گردیدم، کلنگ بزرگی را که در گوشه حیاط بود برداشتم و به داخل اتاقک برگشتم در یک لحظه «داوود» چشمانش را باز کرد ولی من دیگر مجال هیچ کاری را به وی ندادم و نوک تیز کلنگ را بر سرش وارد کردم به به صورتی که دیگر بیرون نیامد و کلنگ روی سر او باقی ماند.

برپایه نقشه ای که از قبل کشیده بودم، خواستم کلیدهای در حیاط را پیدا نمایم ولی مجال نشد از روی در حیاط بیرون پریدم و داد زدم «دزد! دزد!» که نگهبان ساختمان دیگری به سوی من دوید. در این موقع یادم آمد که تلفن همراه تلفن همراه «داوود» در دستم باقی مانده هست فکر کردم در آن تاریکی کسی چیزی نمی بیند به همین سبب تلفن همراه را به آرامی زیر خودروی وانت پارک شده انداختم! و چنین وانمود کردم که سارقان نقابدار ، هموطنم را کشتند و …

متهم این پرونده جنایی، درحالی که دستانش را به کمر زده و گویی از جنایت خود پشیمان نیست در حضور بازپرس مخصوص کشتن عمد به بازسازی صحنه کشتن پرداخت و به این ترتیب، محاکمه او در شعبه سوم دادگاه کیفری یک خراسان رضوی شروع گردید.این جوان افغانی در نشست ها محاکمه نیز انجام کشتن را صریحا قبول کرد و به این ترتیب قضات با تجربه دادگاه کیفری رای به قصاص نفس او دادند.

این گزارش بیانگر هست، با تایید رای صادره در شعبه ششم دیوان عالی کشور، این پرونده جنایی به یکی از شعب اجرای احکام دادسرای عمومی و انقلاب مشهد ارسال گردید و به این ترتیب با فراهم شدن مقدمات اجرای حکم، سپیده دم روز یک شنبه گذشته، جوان ۲۲ ساله افغانی در حضور قضات اجرای احکام پای چوبه دار رفت و در زندان مرکزی مشهد به مجازات رسید.

اخبار مرتبط

نظرات کاربران

نظر شما

ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین معذور است.

هنوز نظری برای این خبر تایید نشده است.

ویترین

سام
چینی زرین

ویژه
تریبون

تازه ترین اخبار
بیشتر

تبلیغات متنی

بانک