مرکز ملی مطالعات جهانی شدن گزارش داد:
تحلیل حادثه پاریس
ساعت24- انواع و اقسام امکانات، دسترسی ها و ارتباطات در بین کشورها و جوامع به شکل ناهمگونی توزیع و شکل گرفته است.بدیهی است که کشوی مثل نیجریه از امکانات کمتری در همه زمینه ها نسبت به فرانسه برخوردار است. از همین رو است که می توان گفت که جامعه جهانی نیز مثل هر جامعه دیگری دارای ساختار و مختصات است.
به گزارش ساعت24، در آفریقا خشونت به گونه ای متفاوت از اروپا تعبیر و تفسیر می شود و واکنش ها نیز نسبت به آن شباهتی به دیگر نقاط جهان ندارد. آیا مردم آفریقا زمانی که در سرزمنی مادری زندگی می کنند، نیز از امکانات جهانی شدن به مانند دیگران بهره مند می شوند یا این بهره مندی تنها با مهاجرت میسر است؟
حمله توریستی به دفتر یک مجله در فرانسه، موج خبری و رسانه ای عجیبی در ماه ژانویه ایجاد کرد. این موج که احتمالاً آن دو جوان مسلح نیز پیش بینی اش را نمی کردند، جهان را تکان داد و به تعبیر رییس جمهور فرانسه، پاریس را به پایتختی جهانی تبدیل کرد. گرچه شاید تحلیل عمیق این واقعه نیازمند سپری شدن زمان بیشتری باشد، اما شواهد حاکی از آن است که اثرات و پیامدهای آن به گونه ای است که می توان آن را با نقاط عطفی مثل حوادث ۱۱ سپتامبر مقایسه کرد. حوادثی که جدای از چرا و چگونگی اش، تاریخ را به دو زمان قبل و بعد از حادثه تقسیم می کند.
در خصوص جوانب مختلف این حادثه مباحثی در روزهای اخیر ارائه شده است. اما در این نوشتار کوشش شده تا صرفاً به پیامدها و واکنش های صورت گرفته نسبت به حادثه تروریستی اولیه بپردازد.
اول آن که اتفاقاتی که پس از این حمله رخ داد و اروپا و جهان را به واکنش وا داشت، نشان از رشد فرایندهای جهانی شدن و کوچک شدن دنیا دارد. بدین معنی که حادثه ای که در یک کشور رخ می دهد، خواه و ناخواه در نقاط دیگر جهان نیز به سرعت دیده شده و مورد توجه قرار می گیرد. گرچه شاید این نکته بحث تازه ای نباشد، اما سرعت انتشار اخبار و نیز سرعت کنش ها و واکنش های صورت گرفته قابل توجه است. کافی است دقت کنیم که به محض وقوع حادثه، اکثر خبرگزاری ها و شبکه های تلویزیونی به صورت لحظه به لحظه آن را پوشش دادند.
نکته دیگر آن که، بررسی واکنش های صورت گرفته به این حادثه را می توان در چارچوب مفهوم جامعه مدنی جهانی تحلیل کرد. این جا می توان از حضور یک جامعه جهانی نیز سخن گفت. به این معنی که به جای چندین کشور و چندین جامعه ، اکنون نوعی جامعه مشترک در حال ظهور است. در این جامعه گرچه دولت ها هم حاضر هستند، اما نقش عمده و دست بالای گروه های اجتماعی، نهاد های غیر دولتی و به ویژه نقش مهم شهروندان را نباید نادیده گرفت.
در این جا شهروندی مفهومی است که به عضویت در جامعه جهانی اشاره دارد. چه آن جوانان تروریست و چه گروگان هایی که ساعت ها در وحشت و خطر گرفتار شدند و چه مخاطبان رسانه ها و افرادی که در نقاط دوردست پیگیر ماجرا بودند، همه و همه شهروندان یک جامعه جهانی شده هستند.
مسیر حوادث به گونه ای رقم خورد که همه واکنش نشان دادند یا مجبور شدند واکنش نشان دهند. اما نکته این است که این جامعه جهانی و شهروندی جهانی نیز ساختار و صورت بندی خاص خودش را دارد. باید دقت کرد که همزمان با واقعه پاریس، در سوی دیگری از جهان گروه بوکوحرام دست به قتل عام هزارن نفر از افراد غیر نظامی زد. اما این حادثه هیچ گاه به اندازه حادثه پاریس موج آفرین نشد.
اکنون سوال این جا است که آیا می توان این دو حادثه و حوادث مشابه این چنین در دیگر نقاط جهان را با یکدیگر مقایسه کرد و اساساً توجه به رویدادها و واکنش نسبت به آن ها چگونه و در چه فضایی پدید می آید؟ آن چه در نگاه اول به نظر می رسد نقش رسانه ها در موج آفرینی و جلب توجه مخاطبان است. اما وقتی دقیق تر نگاه کنیم در می یابیم که عناصر مختلفی در این زمینه تاثیر گذار است. به طور کلی می توان گفت که هرچند یک جامعه جهانی در حال ظهور است، اما این جامعه نیز جامعه ای برابر نیست و نابرابری های بسیاری وجود دارد.
اروپا، آفریقا و آسیا در این فضای جدید برابر نیستند و اتفاقاً در فضای جهانی است که این نابرابری ها خود را بیشتر نمایان می سازند.
حمله توریستی به دفتر یک مجله در فرانسه، موج خبری و رسانه ای عجیبی در ماه ژانویه ایجاد کرد. این موج که احتمالاً آن دو جوان مسلح نیز پیش بینی اش را نمی کردند، جهان را تکان داد و به تعبیر رییس جمهور فرانسه، پاریس را به پایتختی جهانی تبدیل کرد. گرچه شاید تحلیل عمیق این واقعه نیازمند سپری شدن زمان بیشتری باشد، اما شواهد حاکی از آن است که اثرات و پیامدهای آن به گونه ای است که می توان آن را با نقاط عطفی مثل حوادث ۱۱ سپتامبر مقایسه کرد. حوادثی که جدای از چرا و چگونگی اش، تاریخ را به دو زمان قبل و بعد از حادثه تقسیم می کند.
در خصوص جوانب مختلف این حادثه مباحثی در روزهای اخیر ارائه شده است. اما در این نوشتار کوشش شده تا صرفاً به پیامدها و واکنش های صورت گرفته نسبت به حادثه تروریستی اولیه بپردازد.
اول آن که اتفاقاتی که پس از این حمله رخ داد و اروپا و جهان را به واکنش وا داشت، نشان از رشد فرایندهای جهانی شدن و کوچک شدن دنیا دارد. بدین معنی که حادثه ای که در یک کشور رخ می دهد، خواه و ناخواه در نقاط دیگر جهان نیز به سرعت دیده شده و مورد توجه قرار می گیرد. گرچه شاید این نکته بحث تازه ای نباشد، اما سرعت انتشار اخبار و نیز سرعت کنش ها و واکنش های صورت گرفته قابل توجه است. کافی است دقت کنیم که به محض وقوع حادثه، اکثر خبرگزاری ها و شبکه های تلویزیونی به صورت لحظه به لحظه آن را پوشش دادند.
نکته دیگر آن که، بررسی واکنش های صورت گرفته به این حادثه را می توان در چارچوب مفهوم جامعه مدنی جهانی تحلیل کرد. این جا می توان از حضور یک جامعه جهانی نیز سخن گفت. به این معنی که به جای چندین کشور و چندین جامعه ، اکنون نوعی جامعه مشترک در حال ظهور است. در این جامعه گرچه دولت ها هم حاضر هستند، اما نقش عمده و دست بالای گروه های اجتماعی، نهاد های غیر دولتی و به ویژه نقش مهم شهروندان را نباید نادیده گرفت.
در این جا شهروندی مفهومی است که به عضویت در جامعه جهانی اشاره دارد. چه آن جوانان تروریست و چه گروگان هایی که ساعت ها در وحشت و خطر گرفتار شدند و چه مخاطبان رسانه ها و افرادی که در نقاط دوردست پیگیر ماجرا بودند، همه و همه شهروندان یک جامعه جهانی شده هستند.
مسیر حوادث به گونه ای رقم خورد که همه واکنش نشان دادند یا مجبور شدند واکنش نشان دهند. اما نکته این است که این جامعه جهانی و شهروندی جهانی نیز ساختار و صورت بندی خاص خودش را دارد. باید دقت کرد که همزمان با واقعه پاریس، در سوی دیگری از جهان گروه بوکوحرام دست به قتل عام هزارن نفر از افراد غیر نظامی زد. اما این حادثه هیچ گاه به اندازه حادثه پاریس موج آفرین نشد.
اکنون سوال این جا است که آیا می توان این دو حادثه و حوادث مشابه این چنین در دیگر نقاط جهان را با یکدیگر مقایسه کرد و اساساً توجه به رویدادها و واکنش نسبت به آن ها چگونه و در چه فضایی پدید می آید؟ آن چه در نگاه اول به نظر می رسد نقش رسانه ها در موج آفرینی و جلب توجه مخاطبان است. اما وقتی دقیق تر نگاه کنیم در می یابیم که عناصر مختلفی در این زمینه تاثیر گذار است. به طور کلی می توان گفت که هرچند یک جامعه جهانی در حال ظهور است، اما این جامعه نیز جامعه ای برابر نیست و نابرابری های بسیاری وجود دارد.
اروپا، آفریقا و آسیا در این فضای جدید برابر نیستند و اتفاقاً در فضای جهانی است که این نابرابری ها خود را بیشتر نمایان می سازند.