بودجه 1399 و 5 راهبرد
ساعت 24-بودجه سالانه کشورها سندی از شکست و پیروزی در چانه زنی ها ، مجادله ها و مصالحه های نمایندگان گروههای گوناگون اجتماعی و اقتصادی و احزاب و جمعیت های سیاسی است. برای هر عددی که به یک محل خرج سنجاق شده است دشمنی ها و دوستی های پیدا و پنهانی در سالهای دور ونزدیک میان مقامهای سازمان بودجه ریزی و مقامهای سیاسی و سازمانهای خرج را درخود جای داده است.
بودجه سالانه ایران به دلیل ثروت و در آمد باد آورده به دست آمده از فروش و صادرات نفت - جز برخی سالها – دراین باره شاید بیشتر از هر کشوردیگری که نفت و درامد باد آورده نفتی ندارد مرکز و کانون لابی گرهای سازمان یافته به ویژه از درون شرکتها و موسسه های دولتی است. درحالی که ر دهه های تازه سپری شده همیشه فرجام خوشی در انتظار بودجه ریزان و سازمانهای دخل وخرج بود اما امسال واز همین ماه نخست دشواری ها پدیدار شده است. اکنون بودجه 1399 با همه دقت ها و تلاش هایی که برای تدوینآن از نیمه دوم سال 1398 وقت و تخصص و انرژی تخصیص داده شد به دلایل گوناگون یک بودجه بی تعادل و بی توازن به حساب می اید که خرجش بسیار فراتراز دخلش است. حالا و پیش از اینکه بر اندازه و ابعاد سردرگمی ها و بیراهه ها اضافه شود باید برای بودجه فکری کرد. چه می توان کرد؟ به طور کلی پنج راهبرد برای مرتبط ساختن درآمدها و مخارج با یکدیگر وجود دارد.
راهبرد 1- دست روی دست گذاشتن و کاری نکردن
راهبرد 2 – کاهش دادن مخارج
راهبرد 3- افزایش درآمد
راهبرد 4- افزایش درآمد و افزایش مخارج
راهبرد 5- کاهش درآمد و افزایش مخارج
انتخاب و اجرای هرکدام از پنج راهبرد در بالا یاد اوری شده به توانایی ها و ناتوانی ها و همچنین به میزان و درجه اقتدار دولت در برابر سایر نهادها ی اداره کننده کشور و میزان قدرتمندی منتقدان و نیز به میزان اعتبار و اعتماد دولت نزد شهروندان و نیز دولتها و شرکتهای خارجی و چشم انداز ایران دارد. درمیان 5 راهبرد یادشده دربالا بدون تردید بدترین آنها با توجه به روزگار دشوار کسب وکار و زندگی ایرانیان راهبرد یک است. یعنی دولت دست روی دست بگذارد و هیچ کاری نکند و هرجا گرهی پیدا شد همان جا و بدون توجه به ارتباط و پیوند های بودجه ای تلاش کند آن گره را برای مدتی کوتاه باز کند تا گره بعدی و سرانجام روزی برسد که گره ها پرشمار و بازکردن انها ناممکن شود. این اتفاق با توجه بها ینکه دولت آخرین سال فعالیتش است و از زمستان امسال داستان انتخابات می تواند برروی هررخدادی سایه بیندازد ممکن است دردستور کار باشد. . شاید دولت اگر شهامت سیاسی داشته باشد و بتواند با منتقدان و ذینفعان مقابله کند و با توجه به شرایط فعلی راهبرد دوم یعنی کاهش دادن مخارج اسان ترو راه بهینه است. به طور مثال دولت در حال حاضر به دهها هزار مدیر میانی در صدها دستگاه و نهاد و سازمان دولتی و نهادهای حکومتی حقوق ومزایا می دهد . با توجه به اینکه میزان فعالیتهای دولت به طور کلی کاهش یافته است و با توجه به اینکه این مدیران میانی توانایی مالی و پس انداز کافی برای گذران چند ماه را حتی بدون دریافت مزددارند می توان از محل یادشده وتعطیل و تعدیل موقت صرفه جویی کرد و هزین های را کاهش داد. راهبرد سوم با توجه به شرایط سیاست خارجی و نیز رشد منفی ثروت و درآ مد در سالهای اخیر در حال حاضر بدون باز کردن برخی قفل ها ناممکن است. به نظر می رسد راهبرد چهارم دلبخواه ترین راهبرد است که به رضایت بیشتر شهروندان به ویژه سازمانهای خرج خواد بود و راهبرد پنجم نیز ناجور است. دولت ایران چه خواهد کرد؟
راهبرد 1- دست روی دست گذاشتن و کاری نکردن
راهبرد 2 – کاهش دادن مخارج
راهبرد 3- افزایش درآمد
راهبرد 4- افزایش درآمد و افزایش مخارج
راهبرد 5- کاهش درآمد و افزایش مخارج
انتخاب و اجرای هرکدام از پنج راهبرد در بالا یاد اوری شده به توانایی ها و ناتوانی ها و همچنین به میزان و درجه اقتدار دولت در برابر سایر نهادها ی اداره کننده کشور و میزان قدرتمندی منتقدان و نیز به میزان اعتبار و اعتماد دولت نزد شهروندان و نیز دولتها و شرکتهای خارجی و چشم انداز ایران دارد. درمیان 5 راهبرد یادشده دربالا بدون تردید بدترین آنها با توجه به روزگار دشوار کسب وکار و زندگی ایرانیان راهبرد یک است. یعنی دولت دست روی دست بگذارد و هیچ کاری نکند و هرجا گرهی پیدا شد همان جا و بدون توجه به ارتباط و پیوند های بودجه ای تلاش کند آن گره را برای مدتی کوتاه باز کند تا گره بعدی و سرانجام روزی برسد که گره ها پرشمار و بازکردن انها ناممکن شود. این اتفاق با توجه بها ینکه دولت آخرین سال فعالیتش است و از زمستان امسال داستان انتخابات می تواند برروی هررخدادی سایه بیندازد ممکن است دردستور کار باشد. . شاید دولت اگر شهامت سیاسی داشته باشد و بتواند با منتقدان و ذینفعان مقابله کند و با توجه به شرایط فعلی راهبرد دوم یعنی کاهش دادن مخارج اسان ترو راه بهینه است. به طور مثال دولت در حال حاضر به دهها هزار مدیر میانی در صدها دستگاه و نهاد و سازمان دولتی و نهادهای حکومتی حقوق ومزایا می دهد . با توجه به اینکه میزان فعالیتهای دولت به طور کلی کاهش یافته است و با توجه به اینکه این مدیران میانی توانایی مالی و پس انداز کافی برای گذران چند ماه را حتی بدون دریافت مزددارند می توان از محل یادشده وتعطیل و تعدیل موقت صرفه جویی کرد و هزین های را کاهش داد. راهبرد سوم با توجه به شرایط سیاست خارجی و نیز رشد منفی ثروت و درآ مد در سالهای اخیر در حال حاضر بدون باز کردن برخی قفل ها ناممکن است. به نظر می رسد راهبرد چهارم دلبخواه ترین راهبرد است که به رضایت بیشتر شهروندان به ویژه سازمانهای خرج خواد بود و راهبرد پنجم نیز ناجور است. دولت ایران چه خواهد کرد؟