ابتکار امیر
هرچه چند و چون انگیزهها و استدلالهای مخالفان احیای برجام بر همه مشخص است در جبهه مقابل موافقان احیای این توافق هم باز به دو دسته تقسیم میشوند: تعداد قلیلی بازگشت ترکیب اولیه ایران و 1+5 به برجام را کافی دانسته و تلاش میکنند از سنگلاخهای مسیر بازگشت کم کنند. گروه دوم که تعداد قابل توجهی را شامل میشوند از احیای برجام دفاع میکنند اما نه برای اجرای خط به خط آن تا پایان تاریخهای تعیین شده در توافقی که سال 2015 به دست آمد، بلکه برای تبدیل شدن به بستری برای تمدید تاریخ محدودیت ایران در فعالیت هستهای، وارد کردن اختلافهای منطقهای با ایران به مذاکرات و کاستن از قدرت دفاعی ایران در حوزه موشکی . گروه دوم از همان نخستین روزهای پیروزی جو بایدن در انتخابات ریاستجمهوری ایالات متحده با ایما و اشاره به تیم بایدن فهماندند که شاید استفاده از سیاست فشار حداکثری ترامپ علیه ایران به کار دولت بایدن بیاید و در سایه آن آرزوهای دور و درازی که نتوانستند در مذاکره پیشین با مذاکرهکنندگان ایرانی آن را محقق کنند، قابل دسترس شود. اتفاقا شاید آنچه باعث شد تیم بایدن فعلا با تفاخر به عنوانهای فریبندهای چون «دیپلماسی اصولی» عملا از سیاستهای تهاجمی ترامپ علیه تهران فاصله نگیرد همین با دست پیش کشیدن و با پا پس زدنهای گروه دوم موافقانی باشد که ذکر شد. در روزهایی که جهان خود را برای امریکای پساترامپ آماده و جو بایدن نیز با صدور دستورهای اجرایی، فرمانهای صادر شده در دولت ترامپ را یک به یک بیاثر میکند، میراث سیاست خارجی ترامپ در غرب آسیا همچنان تفرقه انداخته و تنش میآفریند. هرچند جو بایدن با صدور دستور توقف فروش سلاح به عربستان سعودی و امارات، خارجسازی انصارالله یمن از لیست گروههای تروریستی و عدم تماس با پادشاهی سعودی (تا لحظه تنظیم این گزارش) تلاش کرده به رفقای ترامپ در ریاض، ابوظبی و ... این پیام را برساند که کشتی را کشتیبان دیگری آمده و روزگار صدور چک سفید امضا به مقصد عربستان به پایان رسیده اما تخطئهها و توطئهچینیهای عربستان و فرزندخواندههایش در حاشیه خلیجفارس برای حفظ ایران در راس هرم تهدیدهای امنیتی منطقهای نه تنها ادامه دارد که شدت هم پیدا کرده است. با این همه در منطقه حاشیه خلیجفارس کشورهایی چون کویت، عمان، قطر و عراق پایان ریاستجمهوری دونالد ترامپ را فرصتی برای تامین دو هدف میدانند: مدیریت قدرت تخریبی عربستان سعودی و امارات که در سایه سیاستهای ضدایرانی ترامپ، نظم سیاسی و توازن نسبی قدرت در منطقه را برهم زده بود و دوم بازگرداندن امنیت و آرامش نسبی به منطقه آن هم در شرایطی که شیوع ویروس کرونا ضربههای بیسابقهای را به اقتصاد این کشورها زده است. در شرایطی که محمد بن سلمان، ولیعهد سعودی پس از شکست دونالد ترامپ و پیروزی جو بایدن تلاش کرد در اقدامی دیرهنگام در مواجهه با قطر جبران مافات کرده و آتش خودافروخته در شورای همکاری خلیجفارس را خاموش کند اما دوحه این ابراز ندامت دیرهنگام و پذیرایی از امیر قطر در خاک عربستان را چندان جدی نگرفت. قطر که قریب به سه سال و نیم تلاش عربستان و محدود متحدانش برای حصر زمینی، دریایی و هوایی دوحه را تاب آورده اکنون به دنبال «بهرهبرداری حداکثری» از نبود ترامپ در کاخ سفید است. دوحه که در سال 2017 از سوی عربستان سعودی به اتهامهای متفاوت از جمله نزدیکی با تهران روبهرو شد از آن پس با اتخاذ سیاستهای داخلی منسجم، برخورداری از حمایت و همراهی مردمی و کمک ترکیه و ایران توانست بهرغم فشارهای سنگین ریاض خود را به ایستگاه «پایان روزهای یکهتاری محمد بنسلمان» در ژانویه 2021 برساند.
تمیم بن حمد بن خلیفه آلثانی، امیر قطر امروز نه تنها تسلیم شروط عربستان سعودی نشده بلکه محمد بن عبدالرحمن بن جاسم آل ثانی، وزیرخارجه دولت او در این سه هفته چندین بار با مقامهای دولت تازه نفس امریکا از جمله جیک سالیوان و رابرت مالی در تماس بوده است. تماسهایی که مسائل دوجانبه تنها انگیزه آنها نبوده و ناگفته پیداست که عربستان سعودی و ایران دو محور اساسی این رایزنیها را تشکیل دادهاند. قطر امروز نه تنها از تضعیف عربستان و شخص محمد بن سلمان در سایه حضور بایدن در کاخ سفید استفاده میکند، بلکه فرورفتن عمان در لاک محافظهکارانه پس از مرگ سلطان قابوس نیز فرصتی را در اختیار دوحه قرار داده تا به گمان خود اندکی از کمکهای ایران در روزگار حصر را جبران کرده و همزمان نقش جدیدی برای دوحه در معادلههای منطقهای تعریف کند. نقشی که شاید تحقیر ضمنی عربستان را به ذهن متبادر کند اما این تحقیر، هدف نهایی دوحه از فعالیتهای اخیر در منطقه نیست.
پیامی که روحانی تحویل گرفت
در چنین شرایطی و در روزهایی که چین و روسیه به عنوان اعضای برجام از ایران میخواهند در تاریخ سوم اسفندماه خویشتنداری به خرج بدهند و حنای سه کشور اروپایی نیز به دلیل مواضع زیگزاگی در چند هفته اخیر نزد تهران رنگی ندارد، وزیر خارجه قطر در خبری از پیش اعلام نشده راهی تهران شده و با محمدجواد ظریف و حسن روحانی دیدار میکند. حضور وزیر خارجه قطر در تهران با توجه به انتشار نقل قولی از او مبنی بر آمادگی دوحه برای تلاش در مسیر کاهش تنشها در منطقه و احیای کامل توافق هستهای، بلافاصله فضای رسانهای را به خود اختصاص داد. آیا محمد بن عبدالرحمن بن جاسم آل ثانی که گفتوگوهای تلفنی با مسوول پرونده ایران در وزارت خارجه بایدن داشته حامل پیامی برای ایران است؟ آیا قطر همان نقشی را میان ایران و امریکای بایدن برعهده گرفته که عمان میان ایران و امریکای اوباما در اختیار داشت؟ آیا تجربه دیپلماسی پنهان به ابتکار کشور ثالث که به حصول برجام منتهی شد اینبار در نجات همین توافق تکرار خواهد شد؟
هرچند که در عالم سیاست پاسخ شنیده شده به این پرسشها از زبان مقامهای سیاسی را نباید وحی منزل و فصلالختام تصور کرد اما تنها ساعتی پیش از اعلام خبر حضور وزیر خارجه قطر در تهران، سخنگوی وزارت خارجه ایران، از میانجیگری در مسیر احیای برجام تلویحا استقبال اما تاکید کرده بود که امریکا برای انجام وظایف برجامی به میانجی نیاز ندارد. سعید خطیبزاده در نشست خبری با اصحاب رسانه در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه قطر اعلام کرده که برای رد و بدل پیام و میانجیگری بین ایران و امریکا آماده است، گفته بود: «ما از کمک دیگر کشورها استقبال میکنیم و قطر نیز در میان دوستان و همکاران نزدیک منطقهای ایران قرار دارد و همواره رایزنیها و گفتوگوهای نزدیکی بین تهران و دوحه در سطوح مختلف در مورد موضوعات برگزار شده است و ما از هر حرکتی که به کاهش تنش کمک کند، استقبال میکنیم. اجرای تعهدات از سوی امریکا خیلی نیاز به پیام بردن ندارد و مسیر امریکا در این زمینه روشن است. این کشور باید به تعهدات خود بازگردد و مسیر قبلی را اصلاح کند و تاسف اینجاست که دولت فعلی امریکا شریک نقض و گردنکشی دولت قبلی امریکا علیه ملت ایران شده است و قطعا این روند سازندهای نیست و امیدواریم این مسیر اصلاح شود. تاکنون هیچ اتفاقی در خصوص اجرای تعهدات توسط امریکا رخ نداده است.» از دیدار محمد بن عبدالرحمن بن جاسم آلثانی با محمدجواد ظریف در پشت درهای بسته نیز تنها بیانیهای چندبندی منتشر شد که نه نامی از امریکا در آن بود و نه برجام. بر اساس این بیانیه اختلافهای منطقهای مهمترین محور رایزنیهای وزرای خارجه دو کشور را به خود اختصاص داده و پس از آن نیز روابط دوجانبه در جایگاه دوم قرار دارد. گویا در متن خبری که از سوی ایران درباره دیدار وزرای خارجه منتشر شد عمدا تلاش شده بود امریکا و برجام کلماتی غایب از نظر باشند . اما دیدار وزیر خارجه قطر با رییسجمهور با تسلیم نامه امیر قطر به حسن روحانی همراه بود. نامهای که حسن روحانی در ابتدای جلسه نگاهی گذرا به آن انداخت و شاید هم بتوان بخشهایی از مفاد آن را در خبری که سایت ریاستجمهوری از این دیدار منتشر کرد، دید. هرچند که تلاش قطر برای حل و فصل اختلافهای منطقهای (مشخصا میان ایران و عربستان سعودی) و تاکید روحانی بر ضرورت حل این اختلافها با استفاده از ابتکارهای منطقهای مهمترین بخش این بیانیه بود، اما حسن روحانی در دیدار با مهمان از دوحه آمده باز هم موضع پیشین جمهوری اسلامی ایران درباره برجام را تکرار کرده و تاکید کرد که هر زمان امریکا به تعهداتش بازگردد ایران نیز همین کار را خواهد کرد.
پایان سفر ناگهانی وزیر خارجه قطر به عنوان فرستاده امیر این کشور به تهران، آغاز گمانهزنیها درباره متن پیامی است که تسلیم حسن روحانی شد و مذاکرات شفاهی که میان وزرای خارجه دو کشور صورت گرفت. در این مقطع آنچه نیاز به زمان برای تحلیل ندارد نگرانی کشورهایی چون قطر، عمان، قطر و... از تداوم تنش میان ایران و ایالات متحده امریکاست. در روزهایی که کارشناسها در رسانههای غربی و منطقهای تعلل تیم بایدن برای احیای برجام را به ضرر ثبات و آرامش در منطقه غرب آسیا میدانند، کشورهایی چون قطر تلاش میکنند با یک تیر حداقل دو نشان بزنند: هم در سطح منطقه به عنوان بازیگری درخور عرض اندام کنند و هم با قرار دادن ایران و امریکا در مسیر واقعی احیای برجام، سایه تنش نو را از منطقه دور سازند. قطر نیز مانند سایر بازیگران درگیر در پرونده میان ایران و امریکا و ایران و عربستان سعودی میداند که حل دومین پرونده بدون گشایش در پرونده نخست ممکن نخواهد بود.
بدر البوسعیدی، وزیر خارجه عمان:
مانعی برای فعال کردن کانالهای دیپلماتیک میان ایران و امریکا نمیبینم
بدر البوسعیدی، وزیر خارجه عمان در گفتوگو با اندیشکده «شورای آتلانتیک» که مقر آن در امریکاست برای چندمین بار از آمادگی مسقط برای حل اختلاف میان ایران و امریکا سخن گفت. البوسعیدی در این باره گفت: ما آماده هستیم از هر طریقی کمک کنیم تا نابسامانی و تنشهای منطقه به پایان برسد، ما روابط بسیار خوبی با ایران داریم و همزمان با امریکا نیز روابط خوبی داریم. معتقدم که راه کانالهای ارتباطی مستقیم میان تیمهای سیاست خارجی واشنگتن و تهران باز است و مانعی برای فعال کردن این کانالها نمیبینم. توافق هستهای ایران مهمترین دستاورد امریکا در منطقه در طول چندین سال است و بازگشت به این توافق به نظر من اقدام تکمیلی مهمی برای این دستاورد به شمار میرود و در آینده نیز نتایج بسیار خوبی به دنبال خواهد داشت.