رویایی که حالا به واقعیت کشیده شده
لستر شگفتانگیز
ساعت 24-اگر دهه دوم قرن بیستویکم برای مردم دنیا خاطرات تلخی از جنگها و خونریزیها و شیوع بیماری به جا گذاشته برای روباههای انگلیسی چیزی جز سرخوشی به همراه نداشته است. لسترسیتی تیمی که تا پیش از سال ۲۰۱۶ جزو تیمهای سوار بر آسانسور لیگ بود و میان دسته برتر و چمپیونشیپ در رفتوآمد به فاصله چند سال تبدیل به یکی از قدرتهای فوتبال انگلیس شد.
آنها شنبه شب در فینال FA Cup موفق شدند چلسی، فینالیست لیگ قهرمانان امسال را با یک گل شکست دهند و برای نخستین بار جام قهرمانی را بالای سر ببرند. این فعلا آخرین افتخاری است که نصیب لستر شده. این تیم پیش از این برای نخستین بار قهرمانی در لیگ برتر، حضور در لیگ قهرمانان و صعود به دور حذفی را هم تجربه کرده بود. لستر در دو سال گذشته توانسته با ایستادن بین ۶ تیم اول لیگ برتر به رقابتهای اروپایی هم برسد. این تیم در فصل جاری هم یکی از اصلیترین شانسهای کسب سهمیه لیگ قهرمانان فصل بعد است.
درخشش لستر در فوتبال باشگاهی اروپا چند سالی است که سوژه رسانهها و گپوگفت علاقهمندان به فوتبال شده است؛ همه آنهایی که از جادوی رانیری و جیمی واردی و ریاض محرز و انگولو کانته در سال ۲۰۱۶ میگویند؛ آنهایی که از معمار اصلی تیم یعنی ویچای سریواداناپرابها مدیرعامل فقید لستر مینویسند، مردی که از تایلند به انگلستان رفت و فوتبال را تحتتاثیر قرار داد. با این وجود در بین تمام تمجیدها و افسانهسراییها همیشه یک حفره کوچک به چشم میخورد. انگار همه منتظرند ببینند عمر این رویا چه زمانی به سر میآید. به بیان سادهتر هنوز خیلیها باور نکردهاند لستر از این پس قرار است یک مدعی همیشگی باشد و ممکن است تاپ سیکس به تاپ سون تغییر پیدا کند.
لستر در سال نخست پس از قهرمانی تا مرز تمام شدن رویا و ورود به کابوس پیش رفت و فصل را در رتبه دوازدهم به پایان رساند تا نگاه ترحمبرانگیز رسانهها و کارشناسان به سمت روباهها سرازیر شود. جدایی چهرههای موثر تیم از جمله انگولو کانته یکی از دلایل افت تیم معرفی شد. آن زمان لستر شبیه به بچه شیرینسخنی بود که حرفهای بزرگانه و با نمکش موجبات بهت و هیجان دیگران را فراهم آورده اما خیلی زود نشان داده که در نهایت او یک کودک است و نباید جدی گرفته شود.
با این حال مدیران لستر پس از درگذشت ویچای توانستند بحرانها را یکی پس از دیگری مدیریت کنند و با وجود از دست دادن ستارههای بزرگی نظیر ریاض محرز و هری مگوایر در دو فصل بعدی با ایستادن در رتبه تک رقمی کار را به پایان برسانند. اوج هنر مدیران لستر زمانی رقم خورد که آنها برندان راجرز را از سلتیک به کینگ پاور آوردند. مربی سابق لیورپول که در دوران دهشتناک آن تیم موفق شده بود یک بار قرمزهای مرسیساید را تا مرز قهرمانی لیگ برتر پیش ببرد و بعد از رفتنش به اسکاتلند پایهگذار سلطنت چند ساله سلتیک شد. راجرز با در اختیار داشتن عناصری نظیر کسپر اشمایکل، تیلمان، آلبرایتون، مدیسون، ایهیناچو و البته جیمی واردی نابغه در فصل گذشته تیم را به مقام پنجم رساند. یک رتبه عالی که اگر بدشانسی گریبان آنها را نمیگرفت، میتوانست تبدیل به رتبه چهارم وکسب سهمیه لیگ قهرمانان هم بشود. این نتایج در حالی به دست آمد که لستر در بین تیمهای انگلیسی حاضر در لیگ برتر از لحاظ میزان هزینه در ۵ سال گذشته در رتبه یازدهم حضور داشت.
و در نهایت فصل جدید از راه رسید. روباهها از همان ابتدا درکورس قهرمانی قرارگرفتند و حالا در فاصله دو هفته مانده به پایان رقابتهای لیگ برتر تقریبا ۹۹ درصد صعودشان را به لیگ قهرمانان فصل بعد مسجل کردهاند. آنها همچنین موفق شدند در ومبلی که بعد از دو سال تماشاگران را در خود میدید، دومین جام با ارزش تاریخ باشگاه را با برد یک بر صفر مقابل چلسی به دست آورند. با شوتی تاریخی از تیلمان که به قلب توماس توخل و شاگردانش شلیک شد. همه اینها یعنی رویای مردمان شهر شرقی انگلستان نه تنها تبدیل به کابوس نشده که دیگر رنگ واقعیت به خود گرفته است. ثبات لستر درکسب موفقیت و حرکت رو به جلو یک نمونه عالی برای تیمداری به حساب میآید. در همین سالهایی که روباهها به شکل جسورانهای قدمهای بعدی را برداشتند، بودند و هستند تیمهایی که هزینههای به مراتب سنگینتری انجام دادند اما در نهایت چیزی عایدشان نشد.
درخشش لستر در فوتبال باشگاهی اروپا چند سالی است که سوژه رسانهها و گپوگفت علاقهمندان به فوتبال شده است؛ همه آنهایی که از جادوی رانیری و جیمی واردی و ریاض محرز و انگولو کانته در سال ۲۰۱۶ میگویند؛ آنهایی که از معمار اصلی تیم یعنی ویچای سریواداناپرابها مدیرعامل فقید لستر مینویسند، مردی که از تایلند به انگلستان رفت و فوتبال را تحتتاثیر قرار داد. با این وجود در بین تمام تمجیدها و افسانهسراییها همیشه یک حفره کوچک به چشم میخورد. انگار همه منتظرند ببینند عمر این رویا چه زمانی به سر میآید. به بیان سادهتر هنوز خیلیها باور نکردهاند لستر از این پس قرار است یک مدعی همیشگی باشد و ممکن است تاپ سیکس به تاپ سون تغییر پیدا کند.
لستر در سال نخست پس از قهرمانی تا مرز تمام شدن رویا و ورود به کابوس پیش رفت و فصل را در رتبه دوازدهم به پایان رساند تا نگاه ترحمبرانگیز رسانهها و کارشناسان به سمت روباهها سرازیر شود. جدایی چهرههای موثر تیم از جمله انگولو کانته یکی از دلایل افت تیم معرفی شد. آن زمان لستر شبیه به بچه شیرینسخنی بود که حرفهای بزرگانه و با نمکش موجبات بهت و هیجان دیگران را فراهم آورده اما خیلی زود نشان داده که در نهایت او یک کودک است و نباید جدی گرفته شود.
با این حال مدیران لستر پس از درگذشت ویچای توانستند بحرانها را یکی پس از دیگری مدیریت کنند و با وجود از دست دادن ستارههای بزرگی نظیر ریاض محرز و هری مگوایر در دو فصل بعدی با ایستادن در رتبه تک رقمی کار را به پایان برسانند. اوج هنر مدیران لستر زمانی رقم خورد که آنها برندان راجرز را از سلتیک به کینگ پاور آوردند. مربی سابق لیورپول که در دوران دهشتناک آن تیم موفق شده بود یک بار قرمزهای مرسیساید را تا مرز قهرمانی لیگ برتر پیش ببرد و بعد از رفتنش به اسکاتلند پایهگذار سلطنت چند ساله سلتیک شد. راجرز با در اختیار داشتن عناصری نظیر کسپر اشمایکل، تیلمان، آلبرایتون، مدیسون، ایهیناچو و البته جیمی واردی نابغه در فصل گذشته تیم را به مقام پنجم رساند. یک رتبه عالی که اگر بدشانسی گریبان آنها را نمیگرفت، میتوانست تبدیل به رتبه چهارم وکسب سهمیه لیگ قهرمانان هم بشود. این نتایج در حالی به دست آمد که لستر در بین تیمهای انگلیسی حاضر در لیگ برتر از لحاظ میزان هزینه در ۵ سال گذشته در رتبه یازدهم حضور داشت.
و در نهایت فصل جدید از راه رسید. روباهها از همان ابتدا درکورس قهرمانی قرارگرفتند و حالا در فاصله دو هفته مانده به پایان رقابتهای لیگ برتر تقریبا ۹۹ درصد صعودشان را به لیگ قهرمانان فصل بعد مسجل کردهاند. آنها همچنین موفق شدند در ومبلی که بعد از دو سال تماشاگران را در خود میدید، دومین جام با ارزش تاریخ باشگاه را با برد یک بر صفر مقابل چلسی به دست آورند. با شوتی تاریخی از تیلمان که به قلب توماس توخل و شاگردانش شلیک شد. همه اینها یعنی رویای مردمان شهر شرقی انگلستان نه تنها تبدیل به کابوس نشده که دیگر رنگ واقعیت به خود گرفته است. ثبات لستر درکسب موفقیت و حرکت رو به جلو یک نمونه عالی برای تیمداری به حساب میآید. در همین سالهایی که روباهها به شکل جسورانهای قدمهای بعدی را برداشتند، بودند و هستند تیمهایی که هزینههای به مراتب سنگینتری انجام دادند اما در نهایت چیزی عایدشان نشد.