چرا آمار ازدواج سفيد رو به افزايش است؟
پدیده شوم
اميرمحمود حريرچي، جامعهشناس
ازدواج غيررسمي درجامعه ما عمدتا با نام «ازدواج سفيد» شناخته ميشود. علت اين نامگذاري به ديدگاه طرفداران آن و كساني بازميگردند كه از اين شيوه براي تشكيل يك زندگي مشترك با فرد مورد علاقه خود استفاده ميكنند. اين پديده نخستين بار در امريكا و در پي جنبشي پديدار شد كه «جنبش آزادي زن» نام داشت. اين جنبش ظاهرا با هدف ايجاد تغييراتي در نظام اجتماعي، اقتصادي و سياسي جامعه امريكا انجام شد و هدف ان برقراري شرايط عادلانه و مساوي براي زنان بود. به طور كلي مبحث ازدواج در ساختار جمعيتشناسي از اهميت بالايي برخوردار است. تعريف درست ازدواج اين است كه دو نفر كه همديگر را پيدا كردند و ميتوانند همديگر را كامل كنند، با همراهي و همدلي و تعهد به يكديگر، يك زندگي مشترك را شروع ميكنند و سعادتمندي خود را در اين همراهي ميبينند. طرفداران ازدواج غيرسنتي بر اين اعتقاد هستند كه با ازدواج سنتي، نميتوان به همدلي و تعهد براي ادامه زندگي رسيد زيرا در ازدواجهاي سنتي، دو فرد بر اساس انتخاب والدين وارد زندگي ميشوند و صرفا به دليل نيازهاي بيولوژيك اين ازدواجها انجام ميگيرد.
در جوامع كنوني، زن امروز، زن مدرن است و زندگي مشترك را بر اساس عشق و محبت و علاقهمندي ميشناسد. بر همين اساس ميخواهد زندگي خود را بر همين محور بچرخاند. در حالي كه مرد سنتي، وقتي ازدواج سنتي داشت، اين فرصت را هم داشت كه تجديد فراش كند و زن تنها وظيفهاش شوهرداري و خانهداري و بچهداري بود اما در جامعه شهري امروز روابط متفاوت شده است و زن آگاه امروز به سختي تن به اينگونه از ازدواجها ميدهد. حال اگر دو نفر همديگر را پسنديدند و براي شناخت بيشتر بخواهند مدتي با هم زندگي كنند و زير بار اين مخارج سنگين نروند، متاسفانه به ازدواج غيررسمي روي مي آورند. ازدواجهاي غيررسمي دو دستهاند، دستهاي كه جنبه عاطفي قويتر دارند و به نام ازدواج سفيد نامگذاري شدهاند و دستهاي كه جنبه عاطفي قوي ندارند و بر اساس يك نياز كه يا نياز جنسي مردان متاهل يا نياز مادي زنان بيبضاعت يا بيسرپرست است، شكل ميگيرد. جامعه ما نميتواند اين نوع از ازدواج سفيد را بپذيرد، اما با توجه به اينكه متاسفانه الگوپذيري جامعه ما از غرب سرعت بالايي دارد و اين روش ابتدا در جوامع غربي متداول بوده است و هنوز هم جريان دارد، احتمالا در سالهاي آينده در جامعه ما اين ازدواجها هم كمي رشد خواهد داشت.
آمارها نشان ميدهد امروزه، زندگي بدون ازدواج يكي از شيوههاي رايج زندگي در غرب است. بيش از دوسوم زوجهاي امريكايي پيش از ازدواج رسمي، مدتي را بدون ازدواج با يكديگر زير يك سقف ميگذرانند در سال ۱۹۹۴، حدود ۷.۳ ميلين زوج امريكايي بدون ازدواج رسمي، مدتي را بدون ازدواج با يكديگر گذراندند. اين در حالي است كه تا پيش از ۱۹۷۰، زندگي بدون ازدواج در ايالات متحده غيرقانوني بود. طبق آمار امريكا، تعداد زوجهاي ازدواجنكردهاي كه با يكديگر زندگي كردهاند، از سالهاي ۱۹۶۰ تا ۲۰۰۰، ۱۰ برابر شده و اكنون زندگي بدون ازدواج، به مرحلهاي عادي در روند آشنايي دو فرد تبديل شده است.
براي مقابله با اين رويه ناميمون خانوادهها به سختگيريهاي خود در زمينه ازدواج جوانان ادامه ندهند زيرا در حالت سختگيري زياد جوانان با الگوبرداري ازشيوههاي غربي كه نامتناسب با فرهنگ عمومي جامعه ايران است، براي رسيدن به خواستههاي خود از راههاي ميانبر استفاده ميكنند. يكي از اين راهها نيز «ازدواج سفيد» است. انسانها معمولا در مقابل منع شدن از يك پديده مقاومت ميكنند. اگر جامعه به سمت پذيرش ازدواج ساده و پذيرش اينكه ممكن است جوانان اشتباه كنند و جدا بشوند برود و همانقدر كه بايد در مورد طلاق فكر كرد همان قدر نيز شرايط را براي جوانان بايد تسهيل كرد تا دو جواني كه دوران آشنايي را طي ميكنند بتوانند راحت منصرف شوند، جلوي روج اين نوع پديدههاي شوم در جامعه نيز گرفته ميشود.
در جوامع كنوني، زن امروز، زن مدرن است و زندگي مشترك را بر اساس عشق و محبت و علاقهمندي ميشناسد. بر همين اساس ميخواهد زندگي خود را بر همين محور بچرخاند. در حالي كه مرد سنتي، وقتي ازدواج سنتي داشت، اين فرصت را هم داشت كه تجديد فراش كند و زن تنها وظيفهاش شوهرداري و خانهداري و بچهداري بود اما در جامعه شهري امروز روابط متفاوت شده است و زن آگاه امروز به سختي تن به اينگونه از ازدواجها ميدهد. حال اگر دو نفر همديگر را پسنديدند و براي شناخت بيشتر بخواهند مدتي با هم زندگي كنند و زير بار اين مخارج سنگين نروند، متاسفانه به ازدواج غيررسمي روي مي آورند. ازدواجهاي غيررسمي دو دستهاند، دستهاي كه جنبه عاطفي قويتر دارند و به نام ازدواج سفيد نامگذاري شدهاند و دستهاي كه جنبه عاطفي قوي ندارند و بر اساس يك نياز كه يا نياز جنسي مردان متاهل يا نياز مادي زنان بيبضاعت يا بيسرپرست است، شكل ميگيرد. جامعه ما نميتواند اين نوع از ازدواج سفيد را بپذيرد، اما با توجه به اينكه متاسفانه الگوپذيري جامعه ما از غرب سرعت بالايي دارد و اين روش ابتدا در جوامع غربي متداول بوده است و هنوز هم جريان دارد، احتمالا در سالهاي آينده در جامعه ما اين ازدواجها هم كمي رشد خواهد داشت.
آمارها نشان ميدهد امروزه، زندگي بدون ازدواج يكي از شيوههاي رايج زندگي در غرب است. بيش از دوسوم زوجهاي امريكايي پيش از ازدواج رسمي، مدتي را بدون ازدواج با يكديگر زير يك سقف ميگذرانند در سال ۱۹۹۴، حدود ۷.۳ ميلين زوج امريكايي بدون ازدواج رسمي، مدتي را بدون ازدواج با يكديگر گذراندند. اين در حالي است كه تا پيش از ۱۹۷۰، زندگي بدون ازدواج در ايالات متحده غيرقانوني بود. طبق آمار امريكا، تعداد زوجهاي ازدواجنكردهاي كه با يكديگر زندگي كردهاند، از سالهاي ۱۹۶۰ تا ۲۰۰۰، ۱۰ برابر شده و اكنون زندگي بدون ازدواج، به مرحلهاي عادي در روند آشنايي دو فرد تبديل شده است.
براي مقابله با اين رويه ناميمون خانوادهها به سختگيريهاي خود در زمينه ازدواج جوانان ادامه ندهند زيرا در حالت سختگيري زياد جوانان با الگوبرداري ازشيوههاي غربي كه نامتناسب با فرهنگ عمومي جامعه ايران است، براي رسيدن به خواستههاي خود از راههاي ميانبر استفاده ميكنند. يكي از اين راهها نيز «ازدواج سفيد» است. انسانها معمولا در مقابل منع شدن از يك پديده مقاومت ميكنند. اگر جامعه به سمت پذيرش ازدواج ساده و پذيرش اينكه ممكن است جوانان اشتباه كنند و جدا بشوند برود و همانقدر كه بايد در مورد طلاق فكر كرد همان قدر نيز شرايط را براي جوانان بايد تسهيل كرد تا دو جواني كه دوران آشنايي را طي ميكنند بتوانند راحت منصرف شوند، جلوي روج اين نوع پديدههاي شوم در جامعه نيز گرفته ميشود.