مرزهای کمال
وزیر امور خارجه پیشین جمهوری اسلامی ایران در بخش دیگری از صحبتهای خود در سومین مجمع گفتوگوی تهران که در مرکز مطالعات سیاسی و بینالمللی وزارت خارجه برگزار شده است، به موضوع جنگ اوکراین و نقش کشورهای غربی و ناتو در ایجاد این جنگ اشاره و عنوان کرد: «از نظر ما جنگ امر مطلوبی نیست. ما خودمان هشت سال درگیر جنگ بودیم. جنگ خسارتهای زیادی را به بار میآورد؛ در عین حال که در جنگ هشتساله تجربیاتی را نیز کسب کردیم. در موضوع جنگ اوکراین ما تأکید بر این داریم که جنگ باید هرچه زودتر از طریق گفتوگو پایان یابد و ایران آمادگی دارد که وسیله چنین گفتوگویی را فراهم کند». خرازی در بخش دیگری از صحبتهای خود به تحولات عراق و تشکیل دولت جدید در این کشور اشاره کرد و افزود: «امیدواریم دولت عراق در توسعه صلح، ثبات و امنیت در عراق و منطقه و مبارزه با تروریسم موفق باشد. ما در این زمینه حاضریم به عراق کمک کنیم. همانطورکه پیش از این نیز کمک کردهایم و شهیدان بزرگوار و عزیزی از جمله شهید سردار سلیمانی را در این ارتباط تقدیم کردیم». خرازی همچنین به موضوع افغانستان اشاره کرد و گفت: «افغانستان همسایه ماست، تحولات در این کشور تأثیر زیادی بر منطقه و کشورمان دارد. توصیه اکید ما به طالبان این است که با تروریسم و ناامنی در این کشور مقابله کند و اجازه ندهد تروریسم در خاک افغانستان گسترش پیدا کند. آنها باید از ورود بیگانگان به خاک افغانستان جلوگیری کنند و اجازه ندهند دوباره آمریکاییها به بهانههای دیگر وارد خاک این کشور شوند». خرازی همچنین بر اهمیت تشکیل یک دولت فراگیر در افغانستان با حضور اقوام و مذاهب مختلف در این کشور تأکید کرد و گفت: «در دنیای امروز یک قوم نمیتواند بر کشوری که چند مذهب و چند قوم دارد حکومت کند. در چنین حالتی شانس بروز درگیری و مخالفت بالاست و امیدواریم طالبان و رهبران آن با این نگاه به آینده توجه کنند». وی در ادامه افزود: «ایران آمادگی دارد در جهت ایجاد صلح و امنیت در افغانستان تلاش کند و کمک ارائه کند». رئیس شورای راهبردی روابط خارجی جمهوری اسلامی ایران در بخش دیگری از صحبتهای خود با اشاره به تحولات داخلی کشور و برخی از ناآرامیهای رخداده در کشور و با انتقاد از مداخلات برخی از کشورهای غربی در امور داخلی ایران، گفت: «اعتراض حق هر شهروندی است و ایرانیان نیز از این حق برخوردار هستند ولی اغتشاش مقوله دیگری است و هیچ کشوری اجازه نمیدهد که امنیت سرزمین خود با خطر مواجه شود، اغتشاش ایجاد شود، جلوی اغتشاش و ناامنی را میگیرد». وی بیان کرد: «شما در کشورهای غربی نیز مشاهده میکنید که وقتی اغتشاش ایجاد میشود چگونه با اغتشاشگران برخورد میشود و ایران نیز خارج از این قاعده نیست». خرازی با انتقاد از مواضع برخی از کشورها در امور داخلی ایران و تلاشهای صورتگرفته در این زمینه برای ورود اسلحه به کشور از برخی از مناطق مرزی و سازماندهی نیروهای تروریستی در خارج از ایران برای ایجاد ناامنی در خارج از کشور در بخش دیگری از صحبتهای خود در این ارتباط گفت: «آنچه در ایران رخ داد صرفا یک مسئله داخلی نیست، بلکه یک جنگ هیبریدی بود. جنگی بود که در آن برخی از گروههای تروریستی و برخی از دستگاههای اطلاعاتی تعدادی از کشورها نیز در آن درگیر بودند. آنها این جنگ را از قبل طراحی کرده و منتظر بودند این آتش را برافروزند و فوت خانم امینی این بهانه را به دست آنها داد». رئیس شورای راهبردی روابط خارجی جمهوری اسلامی ایران با بیان اینکه جنگ هیبریدی شامل اضلاع نظامی، سیاسی، اجتماعی، رسانهای و... است، افزود: «تخریب افکار عمومی یکی از وجهههای این جنگ است که از آن به عنوان جنگ شناختی یاد میشود». خرازی در ادامه تصریح کرد: «امروزه ناتو، آمریکا، ارتش آمریکا و سایر ارتشهای بزرگ درصدد اضافهکردن یک عرصه جدید به عرصه نظامیشان هستند. در کنار هوا، زمین، دریا و سایر عرصهها امروز عرصه ذهن و تأثیرگذاری بر ذهن نیز به ابعاد جنگ آنها اضافه شده است و به دنبال آن هستند که روشها و تأثیرگذاری بر ذهن را نیز بر عرصه جنگ اضافه کنند و آنچه در ایران رخ داد نمونه چنین استفادهای از شناخت انسان و افکار عمومی و تخریب آن شناخت بود».
نگاهی راهبردی به مواضع راهبردی
بیشک بخش مهم سخنان روز گذشته (دوشنبه) سیدکمال خرازی در سومین مجمع گفتوگوی تهران تأکید دوبارهاش بر برخورداری تهران از دانش و توان ساخت سلاح هستهای است، میتوان با نگاهی تحلیلی و احتمالی و از منظری راهبردی خاطرنشان ساخت وقتی گفتههای وزیر امور خارجه اسبق ایران با حضور چندساعته تیم فنی آژانس در تهران همراه شده است، دو معنی را میشود استنباط کرد، یا اینکه دو طرف (تهران و آژانس) درخصوص حل اختلافات پادمانی به نتیجه مطلوب نرسیدهند و به تبع آن خرازی با این گفتههای خود به دنبال دادن «پالس هشداری» است یا اینکه سازمان انرژی اتمی از پیش پاسخهای مکتوب خود را آماده و برنامه لازم برای روشنگری درباره ابهامها و سؤالهای آژانس را تشریح کرده است که در این صورت بخش دیگر سخنان خرازی درباره امیدواری او به سفر کارشناسان آژانس بینالمللی انرژی اتمی به تهران و حلشدن قضیه (اختلافات پادمانی) معنای خود را مییاید. همچنان که تأکید رئیس شورای راهبردی روابط خارجی ایران بر اینکه «ایران آمادگی دارد به تعهدات هستهای خود بازگردد، درصورتیکه طرفهای مقابل نیز به تعهداتشان عمل کنند» نشان میدهد که شاید سفر چندساعته تیم فنی آژانس مثبت بوده باشد. فارغ از این نکات یادشده، به واقع چرا سیدکمال خرازی دست به تکرار مواضع پربازخورد خود درباره ساخت سلاح هستهای زد؟ آیا تهران درصدد است با نشاندادن توانمندیاش، بستری برای ازسرگیری مذاکرات با هدف کاهش و تعدیل فشارهای تقابلی دیپلماتیک فراهم آورد یا هدف دیگری در پشت تکرار آنها وجود دارد؟ چراکه پیشتر سکاندار سیاست خارجی دولت سیدمحمد خاتمی در گفتوگوی 26 تیر سال جاری با شبکه الجزیره هم عنوان کرده بود «بر هیچکس پوشیده نیست که ما توانایی فنی برای ساخت بمب هستهای را داریم اما تصمیمی در این خصوص نداریم. تنها طی چند روز میزان غنیسازی اورانیوم را از ۲۰ درصد به ۶۰ درصد رساندیم و به راحتی میتوانیم به ۹۰ درصد نیز برسانیم». این پرسش که پیشتر «شرق» آن را با تحلیلگران و کارشناسان بررسی کرده بود، با گفتههای جدید سیدکمال خرازی جای بازخوانی دارد. در همین رابطه احمد زیدآبادی در گفتوگویی که با «شرق» داشت، تأکید کرد: «اگر بخواهیم روی گفته اخیر مسئولانی چون کمال خرازی تمرکز کنیم، از دل آن میتوان دو برداشت بیرون کشید؛ اول اینکه ایران توان ساخت سلاح هستهای دارد، به نوعی سخنگفتن از امر واقع است. چون به هر حال ایران اکنون به غنیسازی ۶۰ درصدی اورانیوم رسیده است و رساندن آن به ۹۰ درصد کار چندان سختی نیست. این نکتهای است که طرفهای مقابل هم بارها به آن اشاره کردهاند. از طرف دیگر میتوان گفت که این دست سخنان آقای خرازی به نوعی یک موضعگیری برای ارسال پالس به غرب در جریان مذاکرات است، چراکه اکنون مذاکرات بر سر احیای برجام و پرونده فعالیتهای هستهای به یک نقطه حساس رسیده و روند گفتوگوها با بنبست موقتی روبهرو شده است. از یک سو اروپاییها و آمریکا سعی میکنند توافق نوشتهشده را به ایران تحمیل کنند و در آن سو تهران هم موارد بیشتری را طلب میکند؛ ازاینرو این حدس وجود دارد که شاید تهران سعی میکند با این گفتهها درباره توان داخلی برای ساخت سلاح هستهای از فشار طرف مقابل بکاهد و به موضع برابر برساند تا توافق به مرحله بعد برسد». از سوی دیگر محسن جلیلوند در راستای پرسش یادشده «شرق»، تحلیل خود را روی «تهدیدزابودن» مواضع مقامات ایران برده و عنوان میکند که تهران با طرح این نکات از زبان خرازی و قبلتر کسانی چون لاریجانی (جواد)، صرفا سعی دارد خود را در «آستانه رسیدن به نقطه گریز هستهای» نشان دهد؛ چراکه رسیدن به آستانه نقطه گریز هستهای را باید دیوار آتش دانست که هدف نهایی آن امتیازگیری از طرف مقابل در مذاکرات است. با وجود نکات یادشده، استاد روابط بینالملل اعتقاد دارد ایران با تمام برخی از بحثها بههیچعنوان تمایل ندارد به سمت ساخت سلاح هستهای و رسیدن به نقطه گریز هستهای گام بردارد؛ چراکه رسیدن به این نقطه یعنی ازدسترفتن اهرم فشار و برگ برنده جمهوری اسلامی؛ اگر ایران ساخت سلاح هستهای را کلید بزند، دیگر مواضع ایران کارکرد تهدیدزایی خود را از دست میدهد. پس آنچه مهم است به تهدیدزابودن مواضع ایران برای رسیدن به نقطه گریز هستهای بازمیگردد تا دوباره میز مذاکره چیده و قدری از فشار سه ماه اخیر کاسته شود؛ یعنی ایران با غنیسازی ۶۰ درصد و آمادهشدن برای غنیسازی ۹۰ درصد به دنبال آن است که در «یک پله مانده به آخر» قرار بگیرد و با تشدید نگرانی جامعه جهانی مبنی بر عدم دسترسی ایران به توان هستهای، مذاکرات را در مسیر مدنظر خود قرار دهد. به همین دلیل مواضع اخیر رافائل گروسی که گمانهها درباره ابعاد نظامی فعالیت هستهای ایران را تقویت میکند، ضمن آنکه میتواند فضا را برای ارجاع پرونده از شورای حکام به شورای امنیت سازمان ملل فراهم آورد، در عین حال به ایران کمک میکند؛ چراکه باید در نظر داشت گفتههای مدیر کل آژانس بینالمللی انرژی اتمی میتواند در تقویت اهرم فشار ایران برای امتیازگیری مؤثر واقع شود. حال باید دید «توان هشدار ضمنی ایران» تا چه حدی است؟
شرق