پاسخگویی کارآمد، ضرورت امروز دولت
محمدصادق جنانصفت
دولت يازدهم به رياست حسن روحاني يك فصل دشوار و سخت از دوران كاري خود را سپري كرد. دولت با حمايتهاي همه سويه سرانجام توانست غرب را متقاعد كند كه سياست تحديد و تهديد ايران نميتواند به كليت نظام آسيب وارد كند و روزي ميرسد كه نيروي تحريمها به انتها ميرسد. اكنون اما چند روزي است كه شهروندان ايراني منتظر شنيدن خبرهاي خوش از پيامدهاي مصالحه بزرگ هستند و البته مردان دولت نيز نكاتي را يادآور شدهاند كه بهنظر ميرسد چندان نيرومند نبوده است.
منتقدان دولت نيز برخي اخبار، گزارشها و تحليلها را بهمثابه پاشنه آشيل دولت در اقتصاد شناسايي و روي آنها متمركز شدهاند و در روزها و هفتههاي آتي فشار از اين مناطق و موضوعها را افزايش خواهند داد. بهعنوان مثال منتقدان دولت درباره «ميزان دلارهاي بلوكه شده ايران در خارج پرسشهاي بيشماري كرده و ادامه خواهند داد و ميپرسند داراييهاي ايران چقدر است؟ آيا ۲۸ميليارد دلاري كه رييس بانك مركزي اعلام كرده يا ۱۸۰ميليارد دلاري كه استاندار تهران بيان كرده است؟»
از طرف ديگر منتقدان و حتي شهروندان عادي خواهند پرسيد كه آيا مصالحه انجام شده موجب ميشود كه از شمار بيكاران تحصيلكرده به سرعت كاسته شود و اصولا فايده مصالحه چيست؟ علاوه بر اين مردم و منتقدان در بوق و كرنا خواهند كرد كه توافقي شد اما قيمتها كم نشد و... بهنظر ميرسد دولت محترم در شرايط و فصل نويي كه در آن قرار دارد چند كار بايد انجام دهد؛ نخستين گام كه بايد سريع و زود باشد توضيح كارشناسي ساده و مفيد درباره پيامدهاي مصالحه بزرگ است. دولت بايد درباره شبهههاي ايجاد شده درخصوص ميزان دلارهاي بلوكه شده به سرعت واكنش نشان دهد و عدد و تحليل صحيح ارائه كند. علاوه بر اين، دولت بايد بدون ترديد نقش و سهم نهاد سخنگويي دولت را تقويت كند. در حال حاضر سخنگوي محترم وظيفه سنگيني در سازمان مديريت و برنامهريزي دارد كه شرايط را براي پاسخگويي نهادينه شده و كارآمد سخت ميكند.
دولت محترم توجه داشته باشد كه استفاده كارآمد از رسانههايي كه دراختيار دارد و همكاري بيشتر و كارسازتر با رسانههاي حامي دولت با تقويت تعامل ميتواند گرهگشا باشد. نهاد روابط عمومي و ارتباطات دولت يازدهم هرچه لازم دارد تا بتواند با مردم و رسانهها بيشتر و كارآمدتر تعامل كند دراختيارش قرار گيرد. دولت اگر در سياستهاي ارتباطات خود تغييري ندهد، روزهاي سختي پيشرو خواهد داشت.
منتقدان دولت نيز برخي اخبار، گزارشها و تحليلها را بهمثابه پاشنه آشيل دولت در اقتصاد شناسايي و روي آنها متمركز شدهاند و در روزها و هفتههاي آتي فشار از اين مناطق و موضوعها را افزايش خواهند داد. بهعنوان مثال منتقدان دولت درباره «ميزان دلارهاي بلوكه شده ايران در خارج پرسشهاي بيشماري كرده و ادامه خواهند داد و ميپرسند داراييهاي ايران چقدر است؟ آيا ۲۸ميليارد دلاري كه رييس بانك مركزي اعلام كرده يا ۱۸۰ميليارد دلاري كه استاندار تهران بيان كرده است؟»
از طرف ديگر منتقدان و حتي شهروندان عادي خواهند پرسيد كه آيا مصالحه انجام شده موجب ميشود كه از شمار بيكاران تحصيلكرده به سرعت كاسته شود و اصولا فايده مصالحه چيست؟ علاوه بر اين مردم و منتقدان در بوق و كرنا خواهند كرد كه توافقي شد اما قيمتها كم نشد و... بهنظر ميرسد دولت محترم در شرايط و فصل نويي كه در آن قرار دارد چند كار بايد انجام دهد؛ نخستين گام كه بايد سريع و زود باشد توضيح كارشناسي ساده و مفيد درباره پيامدهاي مصالحه بزرگ است. دولت بايد درباره شبهههاي ايجاد شده درخصوص ميزان دلارهاي بلوكه شده به سرعت واكنش نشان دهد و عدد و تحليل صحيح ارائه كند. علاوه بر اين، دولت بايد بدون ترديد نقش و سهم نهاد سخنگويي دولت را تقويت كند. در حال حاضر سخنگوي محترم وظيفه سنگيني در سازمان مديريت و برنامهريزي دارد كه شرايط را براي پاسخگويي نهادينه شده و كارآمد سخت ميكند.
دولت محترم توجه داشته باشد كه استفاده كارآمد از رسانههايي كه دراختيار دارد و همكاري بيشتر و كارسازتر با رسانههاي حامي دولت با تقويت تعامل ميتواند گرهگشا باشد. نهاد روابط عمومي و ارتباطات دولت يازدهم هرچه لازم دارد تا بتواند با مردم و رسانهها بيشتر و كارآمدتر تعامل كند دراختيارش قرار گيرد. دولت اگر در سياستهاي ارتباطات خود تغييري ندهد، روزهاي سختي پيشرو خواهد داشت.