فریادت را نمی شنوم!
اساس رفتار هوچیگرها داد و فریاد است و منطق آنها بی منطقی. اصلاً مهم نیست چه می گویند، چه می خواهند یا از چه دفاع می کنند.آنها فقط با جلب توجه و ایجاد هیجان منفی به دنبال رسیدن به خواسته هایشان هستند. خیلی ها در مواجهه با چنین افرادی به دلیلِ ترسی که از شلوغ بازی و امکان مقصر شدن توسط اطرافیان و جامعه دارند، به جای رفتاری مشابه از هوچی گرها و موقعیت ایجاد شده می گریزند. عده ای دیگر که سعی می کنند مقابله کنند، اگر افرادی آرام باشند و به دنبال یافتن منطقی برای حل مشکل، بسته به اینکه محیط چقدر سالم باشد، شانس موفقیت دارند. اما در یک محیط کاری ناسالم، موفقیت از آن شلوغ کار حرفه ای است و بازنده کسی است که بی سر و صدا به دنبال راه حل است.
در برخورد با هوچیگرها نباید هیچ واکنشی نشان دهید. هر گونه پاداش مثبت یا منفی نتیجه خوبی در بر نخواهد داشت. سمیرا ذاکرانی مشاور مدیریت و نیروی انسانی معتقد است در برخورد با این افراد بایدکاملاً بی تفاوت رفتار کرد، گویی در آن لحظه صدایشان را نمی شنوید و آنها را نمیبینید. اگر می خواهید از گزند این افراد در امان بمانید، با ما همراه شوید تا با دیدگاه این متخصص، در برخورد با هوچیگران پر سر و صدا آشنا شوید. پس از این آشنایی، میتوانید به گونه ای با هوچیگران رفتار کنید که کمترین آسیب را ببینید. البته این موضوع یک پیش شرط هم دارد، آن هم اینکه خود شما از جمله این افراد نباشید!
ویژگی های شخصیتی و روانی هوچیگرها
مطمئناً هوچیگرها ویژگی های شخصیتی و روانی خاص خود را دارند. یادتان باشد که برخورد با آنها نیز آداب خاص خود را می طلبد. این افراد سه ویژگی قابل توجه دارند. پس خوب به این سه ویژگی دقت کنید!
اولین ویژگی: هیستریونیک بودن
شما فکر می کنید علت هوچیگری چه باشد؟ باید گفت بعضی افراد فقط برای جلب توجه هوچی گری می کنند. دارا بودن شخصیتِ هیسترونیک باعث می شود آنها فریاد بزنند تا دیده شوند. جلب نظر کردن مهم ترین مسأله برای آنهاست. اما رفتار نمایشی آنها متناسب با اتفاق رخ داده نیست. موضوع این نیست که در مواجه با یک مشکل، فرد هیستریونیک غش می کند، بلکه موضوع این است که این رفتار متناسب با اتفاق رخ داده نیست. البته هر هوچیگری لزوماً هیستریونیک نیست. بعضی ها نیاز به دیده شدن دارند اما دیده شدن مثبت را بلد نیستند. این افراد نمی توانند خود را با انجام وظایف به شیوه ای عالی و کیفیت بالای کار نشان دهند و مورد توجه واقع شوند.
دومین ویژگی: استاد جلب توجه منفی
هوچیگرها نمی دانند چطور پاداش مثبت دریافت کنند. مشکل هم اینجاست که تمایل به دریافت پاداش منفی دارند. یک انسان سالم با کسب نمرات خوب، ارائه کار با کیفیت بهتر یا قبول شدن در آزمون، پاداش دریافت میکند. اما هوچیگرها با انجام کارهای نادرست، توجه منفی دیگران را جلب می کنند و پاداش منفی می گیرند. مثالی بزنیم: فردی که صدای ضبط خود را به شکلی سرسام آور بلند می کند و از دیگران بابت مزاحمتی که ایجاد کرده بد و بیراه می شنود، به نوعی توجه جلب کرده و پاداش منفی دریافت کرده است. کودکی که آنقدر بازی در میآورد تا کتک می خورد، به نوعی توجه منفی دریافت کرده است. او با خود می گوید وقتی که مادر مشغول کتک زدن من است، برای من وقت صرف میکند و مهم نیست که چطور این کار را انجام می دهد.
سومین ویژگی: ضعیف بودن
بعضی از هوچیگرها ضعیف هستند. باید گفت این افراد از لحاظ روانی و شخصیتی قدرتمند نیستند. انسانی با شخصیتی قوی می داند چطور جلب توجه کند، با دیگران کنار بیاید و نتایج خوب کسب کند. افراد هوچیگر اعتماد به نفس کمی دارند و با فریاد زدن سعی می کنند آن را جبران کنند.
تفاوت هوچیگران هیستریونیک و استراتژیک
خوب حواستان را جمع کنید! یادتان که هست هیستریونیک بودن اولین ویژگی هوچیگرها بود. اما فراموش نکنید که باید بین یک هوچیگر هیستریونیک و کسی که به شکلی استراتژیک هوچیگری میکند، تفاوت قائل شوید. واقعیت این است که بعضی افراد برای پوشاندن خرابکاری خود به هوچی گری پناه می برند تا روی یک خطا سرپوش بگذارند. چنین افرادی با دانایی به مسموم و نادرست بودن چنین رفتاری، برای پوشش دهی موضوعی خاص به این علت که نمیخواهند مسئولیت اشتباهاتشان را بپذیرند و میخواهند آن خطا را به گردن فرد دیگری بیاندازند، هوچیگری می کنند. پس در اینجا ما با آدمی روبرو هستیم که مغزی برنامه ریز دارد، آن هم به شکلی منفی.
هوچیگرهای غیراستراتژیک، مغزی برنامه ریز ندارند و ممکن است از رفتار خود پشیمان شوند. اما هوچیگرهای استراتژیک میتوانند ذهن بقیه را به هم بریزند و محیط را متشنج کنند. البته این روش نیز از ناخودآگاهِ این افراد سرچشمه می گیرد. متأسفانه آنها در کودکی روش دیگری نیاموخته اند. همین فرد با ضمیرناخودآگاهی که به شکلی نادرست آموزش دیده، بزرگ شده و اکنون دارای مقامی سازمانی است. به این صورت او هنوز هم فکر می کند روش حل مسأله این است که داد بزنم و کار را گردن دیگران بیاندازم. چنین افرادی در ذهن خود مدام درگیر هستند و این بازتاب بیماری آنها است. این افراد هیستریونیک نیسستند اما مدیریت آنها ناسالم است و متأسفانه ریشه های آن به آموزش در کودکی و خانواده باز میگردد که به این سبک پاداش گرفته اند و عادت کرده اند.
آشفتگی در مواجهه با فریاد هوچیگرها
اگر کسی سر شما داد می زند و در آن لحظه احساس می کنید اضطراب دارید یا حالتان خراب است، رفتار شما خیلی طبیعی است. مغز حیوانی (مغز قدیم) یعنی مغزی که از پدران ساکن در غار به ما به ارث رسیده است، شامل آموزه هایی است که اکنون عصر آن به پایان رسیده اما همچنان در ژنوم ما باقی است. مثلاً در گذشته اگر صدای مهیبی شنیده می شد، انسانها فکر می کردند ممکن است حیوانی وحشی حمله کرده باشد و زندگی خود را در خطر می دیدند. با اینکه در عصر حاضر با شنیدن صدایی بلند در هر مکانی، مطمئناً چنین خطرهایی ما را تهدید نمی کند اما پیش از آنکه منطق ما تصمیم بگیرد، مغز قدیم ما می گوید:" نعره زدن خطرناک است." پس بیشتر انسانها در موقعیت فریاد زدنِ انسانهای دیگر منطقی فکر نمی کنند. اغلب افراد به طور ناخودآگاه از فریاد زدن انسانی دیگر، دچار آشفتگی میشوند. این عکسالعمل نیز ناشی از مکانیسم مغز و طراحی و فیزیولوژیی خاص بدن ما است.
تمرین راهگشا است
بر اعصاب خود مسلط باشید! هر مشکلی راه حلی دارد. برای اینکه بتوانید در مقابل فریاد های هوچیگرها، عصبی نشوید، منطقی فکر کنید و تصمیم بگیرید، باید وقت و انرژی زیادی صرف کنید. بی شک با تمرین و استمرار آن می توانید برآموزه های مغز قدیم خود غلبه کنید. پس از مدتی می پذیرید که نباید با هر فریادی آشفته شوید.
محیط کار ناسالم خوراک پیشرفت شغلی هوچیگرها
متأسفانه در محیط های شغلی ای که ارزش های اشتباه جایگزین ارزش های صحیح شدهاند، بُرد از آن هوچیگرها است. اگر فرآیند ارزشگذاری سازمانی صحیح نباشد، آنها با هر فریاد و اعتراضی، بسته به موقعیت پیش آمده ارتقاء می گیرند، پیشرفت میکنند یا مشکلشان حل می شود. اگر سیستم بیمار باشد و رفتار متناسب سازمانی وجود نداشته باشد، طبیعی است که چنین اختلال هایی رخ دهد.
ویژگی برجسته محیط های کاری هوچی پرور
پاداش دادن اشتباه و در زمان اشتباه، خاصیت اصلی چنین سازمان هایی است. در سازمان های هوچیپرور، سیستم پاداش و جزا اشتباه است و درست کار نمی کند. در این سازمان ها بر اساس کیفیت کاری که افراد به انجام می رسانند، پاداش داده نمی شود. شایسته سالاری وجود ندارد و در زمان اشتباه به آدم هایی با رفتار و عملکرد اشتباه پاداش داده می شود.
روش مناسب برخورد با هوچیگرها
در برخورد با این افراد باید کاملاً بی تفاوت رفتار کنید. نه باید پاداش بدهید و نه باید جزا کنید. فقط باید به گونه ای رفتار کنید که انگار چنین فردی در آن لحظه وجود ندارد. چون پاداش منفی دادن نیز به نوعی جزا محسوب می شود. اگر آن فرد بالغانه رفتار کرد، در آن زمان حرف او را خواهید شنید. در غیر این صورت باید از کنار چنین افرادی به گونه ای رد شوید و آنها را نادیده بگیرید.
در محیط های شغلی نیز اصولاً باید مراقب بود که کار به اینجا کشیده نشود! راحت تر است که کار به اینجا نکشد. برای جلوگیری از چنین اتفاق هایی نیز باید سیستم پاداش و جزای سلامت در سازمان و شایسته سالاری وجود داشته باشد. مدیر باید بتواند احساسات خود را کنترل کند. چون هوچی گری، سیستم جزا و پاداش سازمان را دچار اختلال می کند. فریاد زدن و در ادامه نتیجه گرفتن از آن حتی اگر در مورد حقی به جا باشد، بعدها ممکن است تبدیل به هوچیگری و رفتار غیرطبیعی شود.
اگر مدیری به فردی که فریاد می زند، پاداش ندهد، سیستم جزا و پاداش صحیح و ارزشهای مناسب سازمانی برقرار باشد؛ همه کارکنان متوجه می شوند که با فریاد کاری پیش نمیرود و رفتار نادرست خود را دوباره تکرار نخواهند کرد. نکته مهم دیگری که اغلب مدیران از آن غافل مانده اند توجه به نقش شخصیت شناسی در چیدمان سازمانی است. بنابراین علاوه بر تخصصی که افراد دارند باید به شخصیت آنها نیز برای چینش مناسب در پست های شغلی توجه شود.