مجلس 72 ملت
اما بهراستی این فراکسیون و کمیسیون چیست که هنوز مجلس شروع نشده، هر روز خبری درباره چگونگی تشکیل و تعداد اعضا و مهمتر از همه، رییس و هیات رییسهشان روی خروجی خبرگزاریها و منابع رسانهای میرود؟! همین دیروز ولی اسماعیلی، منتخب اصولگرای گرمی که البته جزو آن دسته از منتخبانی که آقاتهرانی به آنها اشاره کرده، نیست و باتوجه به سابقه تصدی مقام سخنگوی فراکسیون اصولگرایان مجلس هشتم، خوب میداند «فراکسیون» چیست و «کمیسیون» کدام است، به باشگاه خبرنگاران جوان گفت که اولین جلسه شورای موقت نیروهای انقلاب در مجلس یازدهم که با هدف انتخاب اعضای هیات اجرایی فراکسیون برای تشکیل فراکسیون اکثریت (جبهه نیروهای انقلاب) در مجلس یازدهم تشکیل شده، قرار است سهشنبه هفته جاری یعنی 16 اردیبهشتماه برگزار شود. آنهم درحالی که سخنگوی ستاد انتخابات، اوایل اسفند 98، بلافاصله پس از پایان شمارش آرای مرحله نخست انتخابات مجلس یازدهم، گفته بود نخستین جلسه دوره جدید 8 خردادماه 99 برگزار خواهد شد و با این حساب باید بگوییم که اگر کرونا بگذارد و اتفاق عجیب دیگری نیفتد، نخستین جلسه فراکسیون جبهه نیروهای انقلاب که ظاهرا داعیهدار اکثریت پارلمان هم هست، دستکم 20 روز زودتر از آغاز به کار رسمی مجلس یازدهم، تشکیل خواهد شد. همینجا این را هم اضافه کنیم که اگر خیلی ساده بخواهیم از تفاوت «کمیسیون» و «فراکسیون» برای گروهی از منتخبان جدید مجلس یازدهم بگوییم، باید به این اشاره کنیم که کمیسیونها، بخشی از ساختار رسمی مجلس و قوه مقننه و به نحوی کارگروههایی تخصصی و موضوعی مجلس هستند که مطابق قانون آییننامه داخلی مجلس، شامل 13 کمیسیون اصلی (به جز کمیسیون اصل 90 قانون اساسی) شده و هرکدام نیز میتوانند حداکثر 23 عضو داشته باشند. فراکسیونها اما نه محدودیتی به لحاظ سقف تعداد اعضا دارند (حداقل اعضای هر فراکسیون 9 نفر است) و نه ملاحظهای درخصوص تعداد فراکسیونها. فراکسیونها هم البته میتوانند تخصصی و موضوعی باشند اما آنچه معمولا از این اصطلاح مدنظر است، فراکسیونهای سیاسی مجالسند که همچون احزاب بیرون پارلمان، بنابر گرایش جناحی نمایندگان عضوگیری میکنند و اغلب، مهمترین تصمیمگیریها و تصمیمسازیهای هر دوره مجلس را نیز تعیینتکلیف میکنند. آنچه اما در مورد فراکسیونهای سیاسی مجلس یازدهم از همین حالا، محل بحث قرار گرفته و جالبتوجه نیز هست، تعدد این فراکسیونهاست؛ آنهم در حالی که انتخابات دوره یازدهم در غیاب رقیبِ اصلاحطلب، محل رقابت اصولگرایان و اصولگرایان بود و پیروز انتخابات نیز چنانچه عقل و منطق در چنین موازنهای حکم میکند، کسی نبود جز همین اصولگرایان.
کدام اصولگرایان؟
اما وقتی از «اصولگرایان» حرف میزنیم، از چه حرف میزنیم؟! واقعیت این است که اگرچه روی کاغذ، یک جریان اصولگرا بیشتر نداریم و ازمیان 279 منتخب مجلس یازدهم، به جز 37 نماینده مستقل و 19 اصلاحطلب، اکثریت با 221 نمایندهای است که با عنوان کاندیدای اصولگرا وارد گود انتخابات شدند اما بیراه نیست اگر این جریان سیاسی را از جهت گستردگی گرایشها و طیفهای درونی، «کشور 72 ملت» بنامیم.
فراکسیونهای اصولگرا!
جریانی سیاسی که یکسر آن به سردمداری محمدباقر قالیباف، ادعای نوگرایی در گفتمان محافظهکاری دارد، طیفی دیگر به سردمداری امثال آقاتهرانی و زاکانی، رادیکالهای این گفتمانِ محافظهکار را نمایندگی میکنند که با زمین و زمان مخالفند و بعضا در گفتار و رفتارشان اعتراف کرده و میکنند که معیارشان برای اینکه بگویند چه کسانی را همفکر خود میدانند و چه کسانی را نه، این است که آن افراد تا چه میزان با اصلاحطلبان زاویه داشته باشند. همینطور گروهی دیگر که حالا در مجلس یازدهم پشت میرسلیم و مصری و دیگر موتلفهایهای امروز و دیروز ایستادهاند، اگرچه چندان قرابت و همفکری با دو طیف قبلی ندارند اما خود را اصولگرا میدانند و لااقل از آنها که رویکردی سنتیتر دارند، کمتر متناقض مینمایند. گروه چهارمی که عمدتا از وزرا و استانداران احمدینژاد بودند هم هستند که هم خود را اصولگرا میدانند، هم با هیچکدام از 3 گروه قبلی همراه نیستند و هم فراتر از این، درحالی جزو نزدیکان احمدینژاد شناخته میشوند که ازقضا، همواره سعی کرده و میکنند فاصلهشان را با رییسدولت مهرورز رعایت کنند. گروهی که حالا ظاهرا پشت سر شمسالدین حسینی، وزیر اقتصاد دولت نهم و دهم جمعی حدودا 50 تا 70 نفره را شکل دادهاند و به همین واسطه هم میخواهند فراکسیون سیاسی مستقل از فراکسیون اصولگرایان را شکل دهند و از همین حالا هم عنوان «جبهه خدمت» بر خود گذاشتهاند. عجیبتر اما وقتی است که حتی در همین گروه نسبتا کوچک هم باز میشود از دستهبندیهای دیگر گفت؛ چنانکه تا همین جا، دستکم یکی دیگر از این جمع 50 تا 70 نفره هم به جز شمسالدین حسینی، از آمادگی خود برای ورود به رقابت بر سر کرسی ریاست مجلس سخن گفته و این یعنی، به جز وزیر اقتصاد احمدینژاد، باید فریدون عباسی، رییس سازمان انرژی اتمی دولت مهرورز را سردمدار طیفی دیگر از اصولگرایان مجلس یازدهم بدانیم و باز جالبتر اینکه شنیدههای «اعتماد» از فعالیت حمیدرضا حاجیبابایی، رییس فراکسیون اصولگرایان مجلس دهم و وزیر آموزش و پرورش احمدینژاد برای تشکیل فراکسیونی مجزا از این چند فراکسیونی که اشاره شد، حکایت دارد و این یعنی تا اینجا شاید باید منتظر شکلگیری 6 یا 7 فراکسیون باشیم که فراکسیونهای «قالیبافیها»، «پایداری»، «موتلفه»، «جبهه خدمت» میتواند بعضی از این چند فراکسیون باشند. اما اگر اصولگرایان بهواقع آنطور که مثلا ولی اسماعیلی ادعا کرده، بتوانند همه طیفهای متکثر خود در مجلس یازدهم را کنار هم آورده و یک فراکسیون اکثریت تشکیل دهند، باز هم آن 37 نماینده مستقل و بهویژه آن 19 نماینده اصلاحطلب بیرون گود میمانند. بماند که شاید بتوان همنشینی برخی از آن طیفهای متکثر جناح راست در یک فراکسیون را متصور شد اما واقعیت آن است که برخی از این طیفها، چنان از یکدیگر دورند که شاید همنشینیشان با رقیب اصلاحطلب، بیش از اجماع با یکدیگر، باورپذیر باشد. ازجمله احمدینژادیها که چنانچه اشاره شد، از همین حالا فراکسیون خود با عنوان «جبهه خدمت» را راه انداخته و مشغول کارند. با این حساب، مجلس یازدهم که روی کاغذ یکدست و یکپارچه به نظر میرسید، اینطور که پیداست، مجلسی است با دستکم 3 فراکسیون که بعید نیست این تعداد از تعداد انگشتان دو دست هم بالا رود. باید دید!