معیشت، گروکان سیاست
به واقع این سیاست و دیپلماسی است که تعیینکننده شرایط اقتصادی و معیشتی کشور است. اینکه این اثرگذاری تا چه اندازه درست یا غلط است، به تحلیل و ارزیابی جداگانهای نیاز دارد، اما در کل تأثیر مثبت یا مخرب سیاست بر اقتصاد واقعیتی است که حتی بیشتر افکار عمومی هم آن را پذیرفتهاند چه برسد به اقتصاددانان و مقامات و مسئولان کشور. البته این مسئله تنها مختص به ایران نیست، بلکه در همه کشورهای دنیا اساسا سیاست و دیپلماسی پارامتر بسیار تعیینکنندهای بر سمتوسودهی به اقتصاد و معیشت قلمداد میشوند. اما مسئلهای که در این بین وجود دارد این است که تأثیر سیاست بر اقتصاد در ایران تأمین منافع و طبقه خاصی است، نه منافع جمعی و عموم مردم. اینجاست که تأثیر سیاست و دیپلماسی بر اقتصاد ایران یک تأثیر تلخ است؛ چراکه نتایج آن شرایطی را برای اقتصاد کشور بهخصوص در یک سال اخیر با رویکارآمدن دولت سیزدهم رقم زده است که شاهد اوجگیری تضاد طبقاتی و حتی میتوان گفت گسل طبقاتی هستیم تا جایی که من معتقدم این فاصله طبقاتی یک فاصله بیسابقه در تاریخ اقتصاد و معیشت کشور است.
افزایش شکاف طبقاتی
اگر در دولت روحانی مسئله گورخوابی یا پشتبامخوابی مطرح بود اکنون به اتوبوسخوابی و حتی بدتر از آن هم کشیده شده است. اینها نشان میدهد که روزبهروز گسل طبقاتی پررنگتر میشود. اکنون بخشی از جامعه از یک رفاه بیسابقه و ثروت بیبدیل برخوردارند و در دیگر سو فقر و تنگدستی، معضلات زیادی را برای طبقه فرودست جامعه شکل داده است. متأسفانه در سالهای اخیر وضعیت بهقدری تلخ شده که بسیاری معتقدند بخش عمدهای از طبقه متوسط جامعه ایران به زیر خط فقر رفته است و این روند ادامه دارد. چون از یک طرف ثروت، امکانات و رفاه طبقه بالادست جامعه مرتب در حال افزایش است و به موازات آن بحران معیشت برای طبقه متوسط و فرودست هم در حال گسترش است؛ بنابراین تضاد طبقاتی، فاصله طبقاتی و گسل طبقاتی هم تشدید خواهد شد. همه این مسائل و نکات تلخی که عنوان شد محصول سیاستهایی است که در دولت گرفته میشود
.نشست با رییسی
آن جلسهای که آقای رئیسی با جمعی از اقتصاددانان برگزار کرد، بیشتر یک گفتوگو بود و هرکدام از استادان دانشگاه، اقتصاددانان و فعالان حوزه اقتصادی از نگاه خود پیشنهادهایی را برای اصلاح سیاستهای اقتصادی کشور به رئیسجمهور دادند. ضمن اینکه هرکدام از آن پیشنهادها و نکات آن جلسه بخشی از واقعیات تلخ وضعیت اقتصادی و معیشتی را به آقای رئیسی گوشزد میکرد. اما در این گفتوگو با حضرتعالی صراحتا عنوان میکنم که دولت در این مدت هیچ اقدام مثبت و ملموسی در تغییر سیاستهای اقتصادی کشور که طی سه دهه گذشته در دستور کار دولتها بوده است، ایجاد نکرد؛ یعنی عملا تمام آن گفتوگوها و پیشنهادهای مطرحشده در آن جلسه نادیده گرفته شد و به تبع آن متأسفانه اتفاق خاصی در حوزه اقتصادی و معیشتی نیفتاد. نشانه بارز آن هم به وضعیت اسفبار اقتصادی و معیشتی امروز مردم از تورم افسارگسیخته در کالاهای اساسی تا کوچکشدن سفره مردم، وضعیت نامطلوب بازار ارز، سکه، خودرو، دارو و... بازمیگردد.
سیاست ومعیشت
باید به تأثیر جدی مقوله سیاست و سیاستگذاری بر حوزه اقتصاد و معیشت تأکید کنیم. متأسفانه دولت رئیسی در این مدت سیاستهای مناسبی برای تغییر مثبت در حوزه اقتصاد و معیشت ارائه نکرده است. من معتقدم این دولت حتی برنامهای برای بهبود وضعیت اقتصاد و معیشت ندارد. متأسفانه این باور را هم دارم از سوی طبقهای خاص در این فقدان برنامه نوعی تعمد وجود دارد.از این بابت که فقدان برنامههای روشن، درست و عقلانی برای بهبود وضعیت اقتصاد و معیشت کمک شایانی به تداوم و تشدید هرجومرج اقتصادی و معیشتی در کشور میکند؛ وضعیتی که بیشک بهترین و ایدئالترین سناریو برای یک طبقه خاص است، کما اینکه در سالهای گذشته شاهد تداوم این وضعیت هرجومرج در اقتصاد کشور بودهایم. واقعا در این هرجومرج معلوم نیست منابع ارزی و داراییهای کشور توسط دولتها در چه مسیری صرف میشود. به واقع شعار و سخنرانی رئیسجمهور و معاون اول باعث بهبود وضعیت اقتصادی و رشد نمیشود. شعار آزادسازی در حوزه اقتصاد هیچ کمکی به بخش خصوصی نکرده است. تکرار برخی ادعاها برای کمک به تولید و گردش چرخ صنعت باعث امید در این حوزه (تولید و صنعت) نشده است. در این بین تنها یک بخش شبهدولتی – شبهخصوصی توانسته است از فضای هرجومرج اقتصادی به منفعت کلانی دست پیدا کند؛ چون بهطور همزمان از رانتهای بخش دولتی و بخش خصوصی برای کسب منافع حداکثری سوءاستفاده میکنند. ورودی که یک سم مهلک در اقتصاد کشور خواهد بود. همه هم بر این واقعیت معترفاند. چون ورود همین افراد و جریانات طی سالها و دهههای گذشته در اقتصاد کشور به جدیترین مانع برای فعالیت هرچه بهتر بخش خصوصی در حوزه صنعت و تولید کشور بدل شده است؛ مسئلهای که در دولت سیزهم علیرغم تمام ادعاها و شعارهای با قوت وجود دارد و حتی شدیدتر هم شده است.این جریان باعث فرار سرمایهها در بخش خصوصی تولید و صنعت کشور میشود. به هر حال این جریان یک فضای ناامن را با نفوذ در حوزه سیاست برای اقتصاد و حوزه تولید ایجاد میکند. همین مسئله باعث خروج یا بهتر بگویم فرار سرمایه از چرخه تولید و صنعت کشور میشود. چنین فضایی بستر مناسبی را برای قبضه قدرت از سوی این جریان در حوزه اقتصادی کشور ایجاد میکند. لذا در پاسخ به سؤال قبلی شما درباره ورود افرادی که به آنها اشاره کردید معتقدم تا زمانی که این سیاستهای غلط و این روش و روند مخرب که در ۱۶ سال گذشته به شکل جدی در اقتصاد، صنعت و تولید کشور مشکلاتی را به وجود آورده است، تغییر نکند، ورود این افراد یا هر فرد دیگری نمیتواند باعث تغییر مثبت در حوزه اقتصاد شود.