شکار پیکان از پرسپولیس؛ یک قدم تا پایان فصل یا فرصتی تازه برای آغاز دوباره؟
رضا شکاری، ستاره فصل قبل پرسپولیس، حالا با قراردادی به پیکان ملحق شده است. او که سابقه حضور در سپاهان را در کارنامه دارد و پیشتر هم این شانس را تجربه کرده بود که در گلگهر نماند، این بار تصمیم دیگری برای آیندهاش گرفته است. ماجرا وقتی جدیتر میشود که بدانیم پرونده شکاری در باشگاههایی که تجربه کرده، چنان برای سرمربی فصل پرسپولیس و کادر مدیریتی قانعکننده نبوده که مهدی تارتار در جریان خانهتکانی این فصل، ترجیح داده حذفش را رقم بزند.
شکاری هنوز وارد سنهای بالا نشده و دوران حرفهایاش از نظر سن شناسنامهای، تازه در میانه راه قرار دارد. از همان روزهایی که بعضی استعدادها با تصور «قرارداد دلاری» پایشان به فوتبال خارج از کشور باز میشد، شکاری هم راه روسیه را انتخاب کرد؛ همان مسیری که برای خیلیها شروع امید بود و بعدتر بدل شد به افتادن در همان تلههایی که گریبان بقیه استعدادهای این فوتبال را گرفته است. تقریبا از زمانی که او از کشور رفت، دیگر هیچکس در پیاده کردن همان درخششهای گذشتهاش، آن شکلی که انتظار میرفت، شاهد تکرار نمایشهای موفق آن استعداد جوان نبود.
در ادامه کار، شکاری بدل به یکی از گزینههای ثابت بازار نقلوانتقالات شد؛ بهخصوص در همان فصلهایی که صحبت از آبیها و قرمزها به میان میآمد. ستارهای که مد نظر قرار میگرفت و روی کاغذ میتوانست همان پاسخ مورد نیاز باشد. اما وقتی برگشت، در هیچ کدام از تیمهای جدیدی که فرصت پیدا کرد، نشانی از رشد و پیشرفت پایدار دیده نشد. نتیجه این شد که در هیچ جا نتوانست جا بیفتد، فرصتها یکی پس از دیگری از دست رفت و حالا هم دیگر خبری از پیشنهادهای سنگین از سوی تیمهای متمول و مدعی به گوش نمیرسد.
روایت رضا شکاری میتواند برای بازیکنان جوان یک هشدار جدی و درس فراموشنشدنی باشد؛ هشداری از جنس واقعیت. فوتبال فقط یک سرگرمی یا یک موج اجتماعی نیست، بلکه بازی در دنیای واقعی است؛ همانجا که درون مستطیل سبز، عملکرد و کیفیت حرف آخر را میزند. اینکه فضای مجازی با تاثیرگذاری اینفلوئنسرها، حداکثر برای دو سه سال سرپوشی بر ضعفها باشد، خیلی زود تمام میشود. و اگر بازیکن نتواند در زمین، توانایی و ظرفیت خودش را ثابت کند، دیگر مهم نیست سن شناسنامهایاش چقدر بزرگ یا کوچک باشد، یا چند فالوور و دنبالکننده داشته باشد؛ در نهایت همان جایی میرسد که انتهای مسیر حرفهای به او اعلام میکند «تمامت تمام شد».
البته، فوتبال فقط یک پایانِ تکراری ندارد و نمونههای متفاوت هم کم نبودهاند. بعضی از بازیکنان بعد از چند شکست پشت سر هم در تیمهای بزرگ، تصمیم گرفتند برای احیای شرایط به تیمهای کوچکتر بروند؛ و از آنجا—با عبرت گرفتن از اشتباهات گذشته و اصلاح مسیر—دوباره استارت زدند. خیلی از این افراد نه فقط به روزهای اوج برنگشتند، بلکه دوباره خودشان را به تراز تیم ملی و حتی پرسپولیس رساندند. حتی بعضی دیگر، با وجود اینکه سن شناسنامهایشان از ۳۰ عبور کرده بود و کمتر کسی تصور میکرد بتوانند دوباره به اوج برسند، برگشتند و در نهایت پایشان به جام جهانی هم باز شد.
خود پیکان هم بارها نقش «آخرین ایستگاه» را برای ستارههای بزرگ ایفا کرده است؛ بازیکنانی که بازوبند کاپیتانی استقلال، پرسپولیس یا تیم ملی را بر بازو داشتهاند. با این حال تاکید میکنیم سن شناسنامهای همهشان بالا نبود؛ حداقل از نظر اعداد میشد تصور کرد هنوز چند سال دیگر هم بتوانند بازی کنند. اما وقتی شرایط زندگی و تصمیمهای شخصیشان را تغییر ندادند و همان مسیر سابق را ادامه دادند، سرنوشتشان طوری رقم خورد که پیکان برایشان تبدیل شد به آخرین قرارداد فوتبال حرفهای.
حالا این توپ در زمین رضا شکاری است. او دو راه پیش رو دارد: یا میتواند همان مسیری را انتخاب کند که فوقستارههای بزرگ پیش از او رفتهاند و در یکی از همین نیمفصلها یا حتی پایان فصل، دستکم دوباره به جمع تیمهای بینیاز از تردیدها برسد و حتی از دل ماجرا بدون تیم نماند؛ یا اینکه همین فرصت را به عنوان یک آغاز واقعی بداند و با چسبیدن به تمرینات، بالا بردن تمرکز روی مسابقات و تمرکز روی جزئیات فنی، در پیکان چنان بدرخشد که سال بعد دوباره تیمهای بزرگ به دنبال او راه بیفتند. باید دید کدام مسیر را برمیگزیند و تصمیمش در نهایت چه سرنوشتی برای کارنامهاش رقم میزند.
بیشتر بخوانید: عشق به پرسپولیس را به پول استقلال نفروختی!/ افشاگری عجیب همسر یک بازیکن بعد از جدایی +عکس